كه مىپنداشت آنان را مىشود اصلاح كرد امّا هيچگونه اميد به هدايت هنديان نداشت . بنابراين به استثناى على ابراهيم خان ، كه قاضى فسادناپذير بنارس خوانده مىشد ، تمام صاحب منصبان عالى مقام هندى از كار بر كنار شدند .
همهء مشاغلى كه پيش از پانصد ليره در سال مقررى داشت به كارمندان كمپانى ، كه اروپايى بودند ، واگذار شد . اين اقدام سبب شد كه انگ بيگانه بودن بر همهء كارمندان كمپانى زده شود كه آثار آن تا سال 1947 دوام يافت .
سوّمين اقدام بزرگ گرنواليس سروسامان دادن به وضع درآمدها و مالكيت زمين در بنگال بود . تا زمان او ماليات ارضى را در بنگال و بيهار زمينداران موروثى جمعآورى مىكردند . معناى تحت اللفظى زميندار كسى است كه زمين در يد تصرف اوست ، امّا همين اصطلاح معناهاى صاحب زمين و مأمور وصول ماليات اراضى و يا مخلوطى از اين دو مفهوم را نيز مىرساند . زميندارهاى بنگال در واقع عوامل دولت در مناطق روستايى بودند . هر سال دربارهء مبلغى كه مىبايست به دولت بپردازند با مسئولين دولت چك و چانه مىزدند . هر چند گاهى يك بار مورد آزار و اذيت قرار مىگرفتند . اتفاق مىافتاد كه خود مالك نباشند ، در اين حالت توانايى پرداخت ماليات كشاورزان را پنهان مىكردند . تفاوت ميان آنچه از كشاورز وصول مىكردند با آنچه به دولت مىپرداختند منبع درآمد آنان بود . ماليات ارضى هر سال محاسبه مىشد ، امّا مقياساتى كه برآورد ماليات براساس آنها صورت مىگرفت سنتى بود . بر پايهء مسّاحى فراگيرى بود كه در دورهء اكبر انجام شده بود . زمينداران ، افزون بر اين وظائف ، در حوزهء مربوط به خود نيروى انتظامى و قوهء قضائيه را نيز در اختيار داشتند . راجه چايت سينگه اهل بنارس كه مورد فشار و آزار هستينگز واقع شد ، يكى از بانفوذترين و سرشناسترين افراد اين طبقه بود . كشاورزى كه كشت و كار مىكرد زيردست زميندار بود . همانگونه كه زميندار مورد اذيّت و آزار صاحب منصبان دولتى قرار مىگرفت كشاورزى كه به كشت و كار مشغول بود نيز به نوبهء خود زير
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: روميلا تاپار
ص١٢٧