شود . قرار بود كشاورز صاحب نسق تا زمانى كه بدهىهاى خود را به زميندار مىپردازد از امنيّت برخوردار باشد ، امّا راهى نبود تا مقدار دقيق اين بدهىها را معلوم كرد . اگر ظلمى به او مىشد تنها مىتوانست به محاكم نوينى كه انگليسىها ايجاد كرده بودند شكايت كند . امّا دسترسى به اين محاكم ، كه كشاورز با آن هيچگونه آشنايى نداشت ، ناممكن بود . به ناچار كشاورز صاحب نسق به صورت اجاره كارى درآمد كه زميندار مىتوانست به دلخواه خويش با سرنوشت او بازى كند . قرار بود زميندار مبلغ معينى را به دولت بپردازد و يك دهم آنچه را جمعآورى كرده بود براى خود بردارد . امّا در آغاز نرخ مالياتها زياد بود ، قيمتهاى فراوردههاى كشاورزى نيز ثابت ماند .
زميندار ، حتى پس از اعمال فشار بر كشاورزان ، نمىتوانست تعهدات خود را انجام دهد . انگليسىهاى مبادى آداب او را مورد ضرب و شتم قرار نمىدادند اما مقام او را به ديگرى مىفروختند . زميندار همان وضعى را پيدا كرد كه در دورهء مغولان داشت . نتيجه اين بود كه تغيير بزرگى در هويّت زمينداران پيدا شد . قشر نوينى از سفتهبازان كلكته املاك مزروعى را با نيت سفتهبازى خريدند و در اختيار گرفتند . اين قشر نوين مالكين ساكن كلكته و ديگر شهرها ساكن املاك خود نبوده و ارتباط محلى نداشتند . كشاورز بنگالى تبديل شد به كارگر استثمار شده روستايى . ثمرهء حسن نيت كرنواليس پيدايش قشر مالكين اهل كلكته بود كه عمدتا ملك خود را به اجاره واگذار مىكردند . نظم و آرامش به دست آمد امّا به قيمت از ميان رفتن عدالت و رابطه حسنه .
آخرين اقدام كرنواليس در زمينهء قانون و دادگسترى بود . هستينگز دستگاه دادگسترى و قانون تنظيم ديوان عالى قضائى را به وجود آورده بود كه قوانين انگلستان را بر بلبشوى قضاى هندى حاكم مىساخت . كرنواليس دست نمايندگان نوّاب را از جرائم كيفرى كوتاه كرد . پارهاى جوانب خشن و غير انسانى مجازات كيفرى را منسوخ كرد . مجموعه قوانين جزائى را به وجود آورد كه حتّى از قوانين آن روز انگلستان انسانىتر ، و يكى از
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: روميلا تاپار
ص١٢٩