را ، نيز دولت از ميان سياستمداران انگلستان انتخاب مىكرد . يكى از اين سه نفر به نام فيليپ فرانسيس علنا ادعا داشت بهتر از هستينگز مىتواند امور هند را اداره كند . شرح جزئيات آن كشمكشها و رقابتها هر چند هيجانانگيز و جالب است امّا جاى تكرار آنها نيست . فقط به آنچه با هندوستان مربوط مىشود خواهيم پرداخت . نخستين نتيجهء اين رقابتها اين بود كه ادامهء سياست داخلى يكنواخت ناممكن شد . بنابراين پياده كردن تشكيلات واقعى در آن بخشهاى هند كه به تصرف انگليسيان درآمده بود و در مستعمرهء بنگال ، دست كم ، ده سال به عقب افتاد . دومين ثمرهء آن ايجاد دو دستگى شديد در تمام سطوح كارمندان كمپانى در بنگال و مركز كمپانى و دولتمردان مستقر در لندن بود . در اثر تداوم مبارزه ، تمام دستاندركاران به جانبدارى از هستينگز يا فيليپ فرانسيس پرداختند . در آخر كار هم تمام يا موافق هستينگز بودند يا مخالف او . حاصل اين شد كه هر نوع توافقى موقتى باشد . نبود تصميمى كه چندى بعد عوض نشود . نظم و هماهنگى ، كه او در سالهاى اوليهء زمامدارى خود ايجاد كرده بود ، از ميان رفت . ديگر نمىشد روحيهاى را كه او در ميان كارمندان كمپانى ايجاد كرده بود حفظ كرد . خود او نيز براى حفظ مقام ناچار دست به دامان همان تمهيدات و روشهاى كهنه شد . تصفيهء دستگاه ادارى نيز ده سال به تأخير افتاد . سومين اثر اين مبارزات و رقابتها از يك سو تندخويى تدريجى هستينگز و از سوى ديگر گسترش و بزرگ شدن پيوستهء شخصيت و اهميّت او بود . هستينگز چنان تسلطى بر صحنهء تاريخ هند يافت كه تا آن زمان مانند آن ديده نشده بود ، بعد از آن هم مشاهده نشد .
آنچه او انجام داد نه تنها اسباب حيرت و تعجّب بود ، بلكه واقعا موجب تشتت آرا شد . اثرات سوء اين مبارزه شديد او را وادار به اقداماتى كرد كه تناقص آرا دربارهء آنها هنوز ادامه دارد . اردوكشى روهيلا در سال 1774 از جمله اقدامات جنجالى بود كه انتقاد از آن ادامه نيافت . اما رضايت ضمنى و عدم مخالفت او با قتل به ظاهر قانونى ناند كومار و تحريك راجه بنارس ، به
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: روميلا تاپار
ص١١٨