توطئههاى كمپانى و سياست بازىهاى انگلستان شد ، و سرانجام هفت سال بعد خودكشى كرد . اوضاع بنگال به حال سابق برگشت . كمپانى چشم به راه منافعى كه هيچگاه واقعيت نيافت به ورشكستگى نزديك شد ، امّا تمام اقدامات كلايو بىحاصل نماند . مرزهاى كلى دولتى در هند ، كه تحت تسلط كمپانى باشد ، طرح ريزى شد . اصول كلى تشكيلاتى كه اين دولت مىبايست داشته باشد تدوين گرديد . هر چند اين حكومت از ديگر حكومتهاى سر كار در شبه قاره ، و يا يكى از ولايات مغولى طماعتر بود ، و بخش بيشترى از درآمدهاى عمومى به كيسهء فرمانروايان سرازير مىشد و بخش كمترى صرف مردم مىگشت امّا به هر حال غارت و چپاول آشكارى كه در سالهاى شصت فراگير شده بود ، پايان يافت . اشتباه بزرگ كمپانى و كلايو اين تصور غلط بود كه مىپنداشتند اضافه درآمد ماليات بنگال مىتواند جوابگويى هزينههاى سالانه كمپانى باشد . باورى كه نادرستى آن به اين علّت بود كه نمىتوانستند از فساد مستخدمين خود ، كه بخش اعظم اين درآمد را به جيب خود يا دوستانشان در انگليس مىريختند ، جلوگيرى كنند .
خطر ورشكستگى كمپانى نياز به اصلاحات سياسى را آشكار كرد . از يك سو وارن هستينگز « 1 » را به اصلاح امور گماشتند ، و از سوى ديگر از دولت تقاضاى وام شد . نتيجهء تسلط دولت بر امور كمپانى هند شرقى ، دورهء سيزده سالهء فرماندارى وارن هستينگز بود . جريانات مختلف ناشى از دخالت دولت ، دسيسههاى كمپانى ، منافع شخصى و كينهورزىهاى سياستمدارانى كه با هند سروكار داشتند ، به اين دوره از تاريخ روابط انگليس و هند رنگ و بوى خاص مىدهد . آنچه بر ويژگىهاى اين دوره مىافزايد خصوصيات خود وارن هستينگز بود كه همچون قايق نجات لاستيكى شناور در دريايى طوفانى ، هر چه بر شدّت و ارتفاع امواج افزوده مىشد بر ابعاد
هامش
( 1 ) .Warren Hastings