شخصيت او نيز اضافه مىگشت . شخصيت آرام و انعطافپذير او ، كه سرپوشى بر ارادهاى آهنين و عزمى راسخ بود ، چنان بر صحنهء تاريخ آن عصر سايه افكنده است كه حاصل مطالعهاى آن عمدتا جانبدارى يا دشمنى با او است . به طور كلى مىتوان گفت هستينگز به آن حركتى كه كلايو ، فقط خطوط اصلى مرزهاى آن را رسم كرده بود ، شكلى روشن و قطعى داد . به تنهايى و يك تنه در برابر كليه حملات دسته جمعى هنديان ، بىهيچ كمك و مددى از طرف دولت انگليس ، پايدارى نمود . آنگاه كه از هند رفت كمپانى بهادر بنگال با شعبهها و پايگاههايى كه در مدرس و بمبئى ايجاد كرده بود به عنوان يكى از بزرگترين قدرتهاى مطرح در شبه قارهء هند شناخته مىشد . رؤيا و آرزوى ماجراجويى تبديل شده بود به واقعيت غير قابل انكار . عظمت كاميابى او را تنها با به ياد آوردن ابعاد تعداد مشكلاتى كه بر سر راه داشت ، مىتوان دريافت . با ناتوانايى افرادش ، كه اكثر آنان غرق فساد و بيشتر در پى تجارت بودند تا سياست ، حسادت و اختلاف نظرهاى حاكم بر شعبات كمپانى در مَدرس ، بمبئى و لندن ، دشمنىهاى شخصى و كينهورزى مشاوران او و دسيسههاى دائمى عليه او كه در انگليس پياده مىشد . عظمت او در اين است كه تمام اين مشكلات را توانست ، بى آن كه رسالت و هدف نهايى خود را لحظهاى فراموش كند ، پشت سر گذارد . از آن بابت اين بها را پرداخت كه فرماندار اندرزپذير و قابل انعطاف سال 1772 تبديل شد به حاكم بدبين ، پنهانكار ، بىگذشت و فرومايهء سالهاى 1780 . در واقع هر دو طرف مناقشهء راجع به هستينگز حق داشتند . در او هم آثار بزرگى و هم نشانههاى فرومايگى ديده مىشود . امّا اگر شرايط آن زمان را در نظر بياوريم آنگاه او نه شهيدى مظلوم مىنمايد و نه هيولايى ستمكار . سرگذشت او تبديل مىشود به سرگذشت حيرتانگيز مردى بسيار توانا و نيرومند ، كه در زير سختترين فشارهايى كه از داخل و خارج بر او اعمال مىشد هيچگاه از موقعيت خود اطمينان نداشت . هميشه مىبايست وانمود كند كه دارد اعمال مديريت مىكند .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: روميلا تاپار
ص١١٦