نخستين كار مهم هستينگز پايهگذارى تشكيلات بود . دو سال و نيم پيش از آن كه قانون لازم به تصويب رسد سرتاسر دستگاه ادارى را منظم ساخت .
كارگزاران هندى را كه از سوى كمپانى مأمور گردآورى مالياتها بودند ، مرخص كرد . به جاى آنان در كلكته كميسيون درآمدها را گماشت . در تمام نواحى مأموران مالياتى انگليسى را به كار گرفت . مديريت ادارى واقعى انگليسيان در هند ، از آن زمان شروع شد . منظور ادارهء مستقيم امور هند نبود امّا انديشهء نوين سرپرستى انگليس براى ادارات هندى اين گونه پيدا شد .
نظارت بر درآمدها به دلخواه هستينگز عملى نشد . حاصل تمام اقدامات او سلسلهاى از آزمايشهاى ناموفق بود . امّا بايد به ياد آورد كه نه تنها دربارهء امور مالى بىتجربه بود بلكه همكاران قابل اعتماد نيز نداشت . منافع اكثريت كسانى كه مىتوانستند او را از مسائل مربوط آگاه سازند در پنهان كردن حقايق اوضاع از او بود . در اصلاحات بازرگانى توفيق بيشتر داشت . دستك يا اجازهء بازرگانى خصوصى كسانى كه براى كمپانى كار مىكردند سرانجام در سال 1773 الغاء شد . عوارض روى تمام كالاها ، به استثناى كالاهاى انحصارى نمك و هستهء فوفل و تنباكو را كاست و نرخ يكنواخت 5 / 2 درصد را جانشنين كرد . با محدود كردن گمركات ، در پنج مركز عمده ، به جريان داد و ستد بازرگانى سرعت داده شد . اصلاحاتى كه دست زدن به آنان در ده سال پيش موجب عزل فرماندار و شروع جنگ شده بود ، اين بار به علّت مهارت و چيرهدستى ، عملًا بدون روبرو شدن با اعتراض و مخالفت ، عملى شد . دومين موضوع عمدهء ايام فرمانروايى هستينگز در هند مبارزهء او با شورا بود . آنچه باعث شروع اين مبارزه شد تصويب قانون تنظيم « 1 » در سال 1773 بود . با اين قانون نه تنها هستينگز فرماندار كل شد و مسئوليت سرپرستى امور مدرس و بمبئى به او محول گرديد ، بلكه سه نفر اعضا ، از چهار عضو شوراى امور هند
هامش
( 1 ) .Regutating Act