انقلاب در سال 1781 با باجگيرىهاى مكرر و آزاررسانى به بيگم اوده با همين انگيزه ، از جمله نمونه مواردى است كه هستينگز سالهاى 74 - 1772 ممكن نبود بدانها روى آورد . فرانسيس سرانجام توانست با به استيضاح كشيدن هستينگز از او انتقام بگيرد . امّا محكمهء تاريخ حكم بر تبرئه هستينگز داده است . عظمت هستينگز آن است كه هر چند به اصطلاح يك دست او - موضوع اختلافات داخلى - از پشت بسته بود ، اما توفيق يافت به رغم حملات مكرر ، مستملكات انگليس را در هند حفظ نمايد . از اين كه بگذريم ، به طور خلاصه مشكلات سر راه او عبارت بود از حسادت مدرس و بمبئى ، وجود دو قدرت ناراحت و توسعهگر هند يعنى ماراتاها و حيدر على اهل ميسور ، انزواى او از خود انگليس ، كه با شروع جنگهاى استقلال آمريكا در سال 1750 شروع شد و در سال 1778 با پيوستن فرانسه به ائتلاف اروپايى ضد انگليسى به اوج خود رسيد . روحيهء خستگىناپذير و مديريت استوار هستينگز آنگاه به حد اعلاى درخشندگى رسيد كه از يك سو در هند تمام در مخالفت با او اتفّاق كرده بودند و از سوى ديگر به علّت جنگهاى استقلال آمريكا و شكست انگليسها و تسليم فرماندهانى چون بورگوينه در ساراتوكا و كرن واليس در يورك تون ، رابطهاش با انگلستان قطع شده بود .
علّت حسادت ميان بمبئى و مدرس اين بود كه آنها فرماندارىهاى مستقل بودند . هر يك تا هنگام تصويب قانون 1774 مستقيما با لندن سروكار داشتند . اتفاق چنين افتاد كه مدرس با حيدر على ماجراجوى مسلمان و توانا و توسعهگر ميسور درگيرى پيدا كرد و بمبئى با مركز قدرت قابل ملاحظه ماراتاها در پونا . هدف هستينگز ساده و آشكار بود . مىخواست مستملكات انگليسىها را در بنگال دستنخورده محافظت كند . از درگيرى با قدرتهاى محلى هندى اجتناب ورزد . هدف اصلى و اولى كمپانى تجارت و داد و ستد بود و لازمهء داد و ستد صلح و آرامش است . نخستين درگيرى هستينگز اين بود كه واحد مسلحى را به يارى فرمانرواى اوده ، كه در سال 1774
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: روميلا تاپار
ص١١٩