كلايو گرچه تا سال 1760 به انگليس برنگشت و خود سبب اين سيل ويرانگر بود ، ولى فعّاليت بازرگانان را تا اندازهاى محدود مىكرد . هنوز يك سال نگذشته بود كه شوراى كلكته نوّاب ديگرى را ، كه تصور مىشد از مير جعفر مطيعتر است ، جانشين او كرد . امّا معلوم شد كه نوّاب جديد مصممتر بوده و مشغول تهيّه نيروى مسلح است . پس از زد و خوردى خونين ، ديگرى را به جاى او نشاندند . باز مايهء اختلاف ، بازرگانى خصوصى بود .
كمپانى از اين گونه اتّفاقات و خبر احتمالى حملهء مجدد عالم شاه ، و بيش از اينها ، از كاسته شدن سود خود ( جنگ خرج داشت ) نگران شده بود ، بار ديگر كلايو را در سال 1765 به صورت گرگى ، كه حال كسوت شبانى در بر كرده بود ، راهى كلكته كرد . وى با فعّاليتى حيرتانگيز و پرقدرت در ظرف دو سال اوضاع را دگرگون ساخت . پايهء استوارى براى حكومت و تسلط كمپانى در هند آماده ساخت . نخست اوضاع داخلى را سروسامان داد . شاه عالم و شجاع الدوله فرمانروى اوده هم اكنون در بكسار شكست خورده بودند . لازم بود كلايو تصميم بگيرد كه براى قلمرو خود حد و مرزى قائل شود . وسوسهء حمله به دهلى و تصرف تمام درهء گنگ - جمنا به عنوان نايب امپراتورى وجود داشت . مانعى سر راهش نبود . امّا كلايو اشراف داشت كه كمپانى مقدمات لازم براى ايفاى نقش امپرياليستى را ندارد . تصميم گرفت بارى بيش از توان خود بر دوش نگيرد . اين يكى از درخشاترين كاميابىهاى او بود .
شجاع الدوله را دوباره به فرماندهى اوده منصوب كرد ، برايش نيرويى مسلح تهيه ديد ، ضامن دفاع از او شد . با واگذارى اللّهآباد و پذيرفتن باج و اين كه سرحد بيهار مرز فيما بين باشد ، اوضاع را آرام كرد . در ازاى تسليم اللّهآباد شاه عالم رضايت داد و فرمان صادر كرد كه كمپانى مقام ديوانى پيدا كند . يعنى به نيابت از او مأمور جمعآورى مالياتها و عوارض در سرزمينهاى بنگال و بيهار شود . اين مقام تا آن زمان به نوّاب تعلق داشت . حال در بنگال دو حكومت بر سر كار بود يكى نوّاب كه مسئول ادارهء امور قضايى و امنيت بود ،
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 113
مساهمون: روميلا تاپار
ص١١٣