موجب تقاضاى بيشتر شد . در سال 1760 چون مير قاسم به تخت نشست 200000 ليره به كمپانى پرداخت . سه سال بعد جانشين او مجبور به پرداخت 139000 ليره شد . بازرگانانى كه مراجعت كرده بودند نيز سهم مىخواستند .
قرار شد از آن به بعد از پرداخت هر گونه عوارض و ماليات در بنگال معاف باشند . بنابراين توانستند در همه جا و هر وقت رقباى بنگالى خود را نابود سازند . به اين هم اكتفا نشد . بيش از اينها ظلم شد . بنگال يك تفاوت عمدهء ديگر با حيدرآباد داشت . چون برترى و مزيت نيروهاى مسلح كمپانى بر نيروهاى نوّاب تثبيت شد عملا سرتاسر بنگال به علّت طبيعت آرام و مردم صلحجوى آن در اختيار عمال كمپانى قرار گرفت . هر بازرگانى كه چند نفر از اراذل و اوباش را استخدام مىكرد ، مىتوانست مأمورين نوّاب و مردم روستاها را مورد ضرب و شتم قرار دهد . كارى كه به علّت سرشت و خلقوخوى استوار و مردانه بزرگان و مردم دكن غير ممكن بود . آنچه اينگونه ظلم و ستم را آسان و ممكن مىساخت اين واقعيت بود كه كمپانى چون مستقيما مسئول ادارهء امور نبود ، هميشه مىتوانست ادعا كند هيچگونه مسئوليتى در برابر رفتار عمال و بازرگانان خود ، در داخل خاك بنگال ، ندارد .
اينگونه بود كه پس از سال 1757 وضع در بنگال چنان شد كه نوّاب اسما مسئول اداره امور بود امّا نيروى مسلح در اختيار كمپانى بود . كمپانى نيز از اين وضع براى پر كردن جيب خود استفاده مىكرد . به بازرگانان وابسته به خود اجازه مىداد كه با بازرگانى داخلى بنگال چنان كه دلخواه آنان بود ، رفتار كنند .
چند سالى نگذشت كه ويرانى و ركود اقتصادى بر بنگال چيره شد . كمپانى در آستانهء ورشكستگى قرار گرفت . اگر وقوع اين تحولات بدون دخالت از خارج ممكن شد ، به اين علّت بود كه تمام توجه معطوف به نواحى فعالتر هند بود . با اين فتح باب تلخ و مأيوس كننده بود كه نخستين حكومت كمپانى پا به عرصهء وجود نهاد ، و سنگ زيربناى تسلط كامل بعدى بر تمام هندوستان گذاشته شد . از حكومت بنگال بود كه اسم كمپانى هند شرقى شد كمپانى بهادر .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: روميلا تاپار
ص١١٢