مناقشهء دايمى با حكومت بنگال در تعبير و تفسير مفهوم « آزادى تجارت » بود . اين مناقشهها اغلب تلخ و گزنده بود اما چون هر دو طرف از اين بازرگانى سود مىبردند اختلافها با سازش حل مىشد . رابطه قطع نمىشد ، نكتهء حساس و ظريف استحكامات بارانداز كمپانى در قلعهء ويليام بود كه پاى حاكميت را به ميان مىكشيد . بناى اين استحكامات را كمپانى در سال 1696 آغاز كرده بود ، امّا در سال 1716 بود كه تكميل شد . در اندك زمانى انبارها و خانههاى مسكونى در پاى حصار قلعه بنا شد . ترديدى نيست كارمندان شركت هر چند از نظر بازرگانى ستيزهخو و متجاوز بودند ، امّا نه اهل جنگ بودند و نه از اصول سياست آگاه . درصدد ايجاد امپراتورى هم نبودند .
آنچه باعث ايجاد تنش و بحران شد همين فقدان شمّ سياسى و طبيعت يكدنده سراج الدوله بود . با بالا رفتن احتمال وقوع جنگ هفت ساله ، هم فرانسويان و هم انگليسىها به تقويت استحكامات پايگاههاى خود در هند پرداختند . فرانسويان با اصرار على وردى از اين كار ، دست برداشتند . امّا انگليسىها حيلهگرى كردند ، اگر چه نتوانستند استحكامات خود را تقويت كنند ، و باعث شدند از يك سو موجبات سوءظن نوّاب را فراهم آورند و از سوى ديگر قدرت دفاع از خود را از دست بدهند . نوّاب در ماه ژوئن به كلكته حمله كرد . فرماندار و بيشتر مشاورانش به فولتا گريختند ، شهر سقوط كرد .
اين رويداد نيز همانند اتفاقات ديگر مىتوانست با سازش و آشتى خاتمه يابد به شرط آن كه همانند روزگار اورنگزيب فقط همين اتفاق رخ داده بود . اما از قضاى روزگار نيروى مسلحى كه براى مقابله با دوبوسى « 1 » به حيدرآباد فرستاده شده بود در همين زمان به مدرس رسيد . از اين گذشته افسر ارشدى كه قرار بود فرماندهى اين نيرو را بر عهده گيرد از قبول اين مسئوليت سر باز زد . فرماندهى نيرو به كلايو سپرده شد ، با اين هدف كه به كمك اين نيرو كلكته از نو تصرف شود تا نيروى اعزامى مراجعت كند و به دنبال هدف اوليهء خود
هامش
( 1 ) .De Bussy