است . آنان در تعهد به آزار نرساندن بههر ذىروحى چنان افراط مىكنند كه حتى كشتن مورچهاى ، از روى بىتوجهى و بىدقتى ، گناه محسوب مىشود .
جينىها نسبت به آزار نرساندن حيوانات به شدت وسواس دارند ؛ صورت خود را با پارچهاى نازك مىپوشانند كه مبادا نادانسته پشه يا حشرهاى كوچك وارد دهان آنان بشود و آزار ببيند .
كيش جينى به سرعت در ميان طبقهء بازرگان رسوخ كرد . اصرار بر پرهيز از خشونت ( اهيمسا ) « 1 » مانع از آن بود كه كشاورزان به اين كيش بگروند زيرا كشت و كار با نابود كردن حشرات و آفات همراه بود . همچنين پيشههايى را كه به نحوى از انحاء به حيات ديگر حيوانات صدمه مىزند ، نمىپسندند . تنها پيشههاى مجاز و ممكن ، داد و ستد و بازرگانى بود . يكى ديگر از تعاليم كيش جينى ، يعنى اصرار و توصيه در صرفهجويى ، نيز با ضروريات و خصوصيات بازرگانى همنوا بود . محدوديت شديد مالكيت خصوصى را كه در كيش جينى توصيه شده است اينگونه تفسير مىكنند كه مراد از محدوديت مالكيت خصوصى مالكيت زمين و مستقلات است . بنابراين پيروان اين كيش در داد و ستد كالاهاى مصنوع و دلالى تخصص پيدا كردند و در انجام معاملات مالى چيرهدست شدند . اينگونه بود كه كيش جينى با توسعهء فرهنگ شهرنشينى ارتباط پيدا كرد و تداعى يافت . سواحل غربى هندوستان مركز بازرگانى دريايى بود . در اينجا بود كه تعدادى از جينىها به ادارهء صرافىها پرداختند و معاملات مالى را اداره كردند . بقيهء آنها همراه با كالاهاى خود به كشورهاى آن سوى درياها رفتند .
از دو پيشواى دينى كه تقريبا همزمان ظهور كردند - يعنى مهاويرا و گئوتمابودا - دومى بسيار بلندآوازهتر است زيرا مذهبى را بنياد گذارد كه اكنون رايجترين كيش در قارهء آسياست . كسى كه بودا ( يا آن كس كه نورانى
هامش
( 1 ) .ahimsa