تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
برمىدارند ؛ تا وقتى كه نعش را به جاى سوزاندن مرده مىرسانند با يكديگر گپ مىزنند و از اين و آن غيبت مىكنند . نعش را مىسوزانند . استخوان‌هايش به رنگ پر كبوتر درمىآيد و آنچه برايش قربانى مىكنند خاكستر مىشود . آنها كه توصيه مىكنند برايش صدقه داده شود و آنهايى كه از بقاى [ به صورت غيرمادى ] سخن مىگويند ياوه‌سرايى مىكنند ، دروغ بىمعنا مىگويند ؛ چون جسم مرد هم آدم عاقل و هم آدم نادان هردو مىميرند و نابود مىشوند . پس از مرگ كسى و چيزى باقى نمىماند . « 1 » سنت‌گرايان اين فرقه‌ها را شماتت و مذمت كرده ، آنها را به اعمال خلاف اخلاق متهم مىكردند . برهمن‌ها به ويژه از خود خشونت نشان مىدادند ؛ زيرا مادىگرايان نسبت به اجراى آيين‌ها و قربانىهاى بىفايده ، كه زندگى روحانيون از آن تأمين مىشد ، به شدت اعتراض داشتند . واقعيت اين است كه در منابع و مآخذ موجود آشكارا سعى شده است آثار هرگونه مكتب مادىگرايى را محو و كور كنند . تا اين اواخر همگان بر اين تصور بودند كه مادىگرى هيچ‌گاه در فلسفهء هندى جايگاهى نداشته است . اما از ميان تمام اين فرقه‌هاى پيدا شده فقط دو فرقهء عابدپيشه و زاهدمسلك دوام آوردند : فرقهء بودا و فرقهء جين‌ها كه هردو به صورت مذهب بودا و كيش « جينى » باقى ماندند . انديشه‌هاى « جينى » حتى در سدهء هفتم ق . م نيز رواج داشتند اما اين مهاويرا بود كه در سدهء ششم اين انديشه‌ها را مدون ساخت . تعليمات او توسعه و پيشرفت سريع تشكيلات جينىها را فراهم آورد ( جاىنا صورت ثانوى واژهء جينا با معناى پيروزمند است كه عطف مىشود به مهاويرا ) . وى در سى سالگى از خانه و خانوادهء خود دست كشيد ( يعنى حوالى سال 510 ق . م ) و تارك دنيا شد . دوازده سال به
هامش
( 1 ) .Dighanikaya , 1 , 55 , transl . A . L . Basham , The Wonder That Was India , P . 296 .