رستگارى يعنى بهدستآوردن نيروانا ، « 1 » يا فنا يا رهايى از چرخهء زندگى كه تولدى دوباره است . بنابراين ، آيين « كرمه » از ضروريات اصلى نظام رستگارى در كيش بوداست . بر خلاف انديشهء برهمنى ، از آيين كرمه براى توجيه نظام كاستى و طبقاتى استفاده نمىكند ؛ زيرا بودا از بيخوبن به كاست اعتقاد نداشت . همچنين در كيش بودا خدايى وجود ندارد ؛ زيرا براى توجيه كاينات و هستى نيازى به خدا نمىبيند . مىگويد آنچه هستى پنداشته مىشود ، امواج طبيعى هست يا نيست ، بود يا نبود است . گيتى در آغاز بركت و زيبايى محض بود . آنچه آن را به گهوارهء رنج و درد و غمواندوه تبديل كرده است ، تسليم شدن آدمى در برابر ميل و هوس است . در شكل اوليه و خالص و بىغش كيش بودا آيينهاى برهمنى بهكلى منسوخ و ناپسند دانسته مىشد .
آيينهاى مردمپسند چون درختپرستى و مراسم تشييع پذيرفته شد تا بودائيان بتوانند با اعتقادات و پرستشهاى مورد علاقهء مردم كوچه و بازار همنوا و همدل بنمايانند .
كيش بودا دينى حوزوى است . انواع دير و صومعه برپا شد . راهبان از اينجا به آنجا رهسپار شدند تا صدقه جمعآورى كنند و به كيش خود رنگ و شكل رسالت بدهند . بعدها صومعهها و ديرهاى فراوان در جوار شهرها برپا ساختند تا كار جمعآورى صدقه و نذورات سهل و آسان شود . برپايى صومعههاى بودايى موجب سرعت گرفتن امر آموزش شد ؛ زيرا علاوه بر مؤسسات برهمنى در صومعههاى بودايى نيز به امر آموزش توجه مىشد . از اين مهمتر آنكه چون هم مردان و هم زنان را به عنوان راهب و راهبه مىپذيرفتند ، آن هم زنان و مردان تمام طبقات اجتماعى ، آموزش از انحصار و محدوديت مردان طبقات بالا درآمد . پذيرفتن زنان ، با در نظر گرفتن اين واقعيت كه برهمنهاى سنتگرا سعى داشتند فعاليتهاى زنان را محدود
هامش
( 1 ) .nirvana