تثبيت شده بود . آنچه گاهوبىگاه موجب تقويت اين انديشه مىشد ، مراسم قربانىهاى مفصلى بود كه شاهان ، هرچند وقت يكبار ، برپا مىكردند . پس از تاجگذارى كه موقعيت شاه از نظر قانونى معلوم شده بود ، مراسم قربانى راجا سويه ، « 1 » كه يك سال متمادى به طول مىانجاميد ، آغاز مىشد . در طول همين قربانى اعلام مىشد كه با ميانجيگرى قدرت جادويى روحانيون ، شاه صاحب موهبت الهى شده است . جنبهء نمادى اين مراسم بسيار قوى بود و شاه نه تنها تطهير و پاك مىشد بلكه مىپنداشت ، به عنوان شاه منصوب از سوى ايزدان ، تولد دوباره يافته است . در اواخر اين سال لازم مىآمد كه شاه براى دوازده گوهر ( راتنينها ) « 2 » يعنى وزراء و اعضاى خانوادهء خود و بخشهاى معينى از مردم قربانىها بكند تا وفادارى و تعهد آنان را كسب نمايد . اين نذر و قربانى پس از چند سال تكرار مىشد . مراد از اين قربانىهاى تكرارى جوانسازى دوبارهء شاه بود .
شايد مقبولترين و مهمترين قربانىها مراسم اشوامدها « 3 » يا اسب قربانى بود . اسب ويژهاى را اجازه مىدادند تا بىافسار و لگام در دشت و صحرا هرجا كه مىخواهد برود . تمام ناحيهاى را كه اسب پيموده و پشت سر گذاشته بود به مالكيت شاه درمىآمد . از ديدگاه نظرى اين مراسم را مىبايست فقط دربارهء شاهانى اجرا كنند كه بسيار قدرتمند بودند و نيروى كافى داشتند كه اين ادعاى خود را بر كرسى بنشانند . اما بسيارى از شاهان نه چندان بااهميت اين مراسم و قربانىهاى لازم را انجام مىدادند و انواع حيلهها بهكاربرده مىشد تا اسبى كه قرار بود قربانى شود از نقاط و اراضى موردنظر گذر كند . قربانىها به مقياسى بسيار بزرگ انجام مىگرفت . صدها روحانى در آن شركت مىكردند و گلههاى بزرگ حيوانات ذبح و انبوهى از انواع اشيا و اسباب وقف مىشد . انجام اين مراسم براى مردم كوچه و بازار صحنههاى شكوهمند و
هامش
( 1 ) .rajasuya( 2 ) .ratnin( 3 ) .Ashvamedha