چشمگيرى بود كه ياد آن ، طى نسلها ، دهانبهدهان مىگشت . ترديدى نيست برگزارى اينگونه مراسم نه تنها فكر و توجه منتقدان و عيبجويان را مشغول و منحرف مىساخت بلكه واقعا در ذهن مردم اين نظر را قطعى مىنمود كه شاه با ايزدان رابطه و بستگى دارد . البته ميانجى اين رابطه و بستگى روحانيون بودند . همچنين مىپنداشتند روحانيون نيز از مردم ميراى معمولى نيستند ؛ زيرا منتقلكننده هويت آسمانى ايزدان بودند . آشكارا مقام سلطنت و جامعه روحانى دست در دست يكديگر داشتند .
جنگ براى تسلط يافتن بر ناحيه ميان چهار دولت كاشى ، كوسالا ، مگده و وريجى نزديك به صد سال ادامه يافت . سرانجام پيروزى با مگده بود كه به عنوان مركز فعاليت سياسى در شمال هندوستان شناخته شد و اين مقام را چندين قرن حفظ كرد . نخستين سلطان بااهميت مگده ، بيمبىسارا « 1 » بود ؛ مردى صاحب عزمى قوى و دورانديشى سياسى . وى از امكانات دولتى بزرگ ، كه بر رودخانهء گنگ تسلط داشته باشد ، آگاه بود . تصميم گرفت كه مگده چنين دولتى بشود . بيمبىسارا در نيمهء دوم سدهء ششم ق . م به سلطنت رسيد . روابط دودمانى ناشى از وصلت با خاندانهاى سلطنتى كوسالا و با يكى از شاهزاده خانمهاى ويشالى او را در اجراى سياستهاى توسعهطلبانه يارى داد . چون از بابت مرزهاى غربى و شمالى خود اطمينان خاطر يافت ، قصد كرد تا انگا « 2 » واقع در جنوبشرقى را ، كه بر بازرگانى و راههاى منجر به بنادر دريايى مصب گنگ تسلط داشت ، نيز تصرف كند . بازرگانان اين ناحيه با سواحل برمه و سواحل شرقى هندوستان ارتباط داشتند و تصرف آن از نظر اقتصادى براى « مگده » حائز اهميت بسيار بود .
بيمبىسارا نخستين شاه هند بود كه بر ضرورت دستگاه ادارى باكفايت اصرار داشت . وزرايش را بادقت و وسواس انتخاب مىكرد . مىگويند كه
هامش
( 1 ) .Bimbisara( 2 ) .Anga