هميشه به توصيههاى آنان توجه مىكرد . صاحبان مناصب بنابر وظيفه و شغلى كه برعهده داشتند تقسيم شدند و مقدمات نظام ادارى تثبيت شد . ايجاد راههاى مناسب از واجبات دستگاه ادارى باكفايت دانسته مىشد . واحد بنيادين تشكيلات اجتماعى و اقتصادى روستا بود . براى مساحى زمينهاى كشاورزى و برآورد ارزش محصولات مأمورينى گماشته شد . هر روستا در اختيار كدخدايى بود كه وظيفهء جمعآورى ماليات نيز بر دوشش بود . مأموران ديگرى ماليات را دريافت و تحويل خزانهء سلطنتى مىدادند .
در اطراف روستاى محصور مزارع و مراتع قرار داشت كه در آن سوى آنها اراضى باير و جنگلها واقع بود . جنگلها از اموال سلطنتى محسوب مىشد . فقط شاه حق داشت اجازهء تراشيدن آنها را براى آماده شدن جهت كشتوكار بدهد . چون زمينها عموما به شاه تعلق داشت ، حق داشت كه درصدى از محصولات كشاورزى ، معمولا يك ششم را ، به عنوان ماليات دريافت كند . كشاورزان متعلق به كاست - شودرا « 1 » - روى زمينكار مىكردند ، مگر در مورد زمينهاى متعلق به مالكان خصوصى كه براى كشت آنها از كارگر مزدور استفاده مىشد . اما مالكيت خصوصى شايع و گسترده نبود . احتمالا در همان زمانى كه شاه بهعنوان مظهر دولت شناخته شد صاحب زمينها نيز دانسته شده بود . به تدريج كه تفاوت و تمايز ميان شاه و دولت بىرنگ شد ، ديگر كسى به مالكيت شاه بر زمينها اعتراضى نكرد .
تحول كشاورزى عمدتا متكى به كشتكاران شودرا بود كه جنگلها را پاك مىكردند . اين واقعيت كه بسيارى از آنان كارگران فاقد زمين بودند موقعيت آنان را تنزل داد . در اين دوره طبقهاى حتى نازلتر و پستتر از شودراها شناخته شد . اينان را نجسها « 2 » مىخواندند . شايد در آغاز قبيلهاى از بوميان اصلى سرزمينى بودند كه به تدريج به وسيلهء آرينها به نواحى مرزى
هامش
( 1 ) .shudra( 2 ) .untouchable