تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
سكاها و كوشانيان و هون‌ها توسط مردم بومى محل با موفقيت جذب و استحاله شدند . اين دو نظام جمهورى و سلطنتى به گونه‌اى متقابل انحصارى نبودند و تبديل اين به آن و يا تغيير آن به اين بىسابقه نبود . به عنوان مثال « كامبوج » كه با نظام سلطنتى اداره مىشد به حكومت جمهورى تبديل شد . اما اين روال در درهء رود گنگ جارى نبود . در آن‌جا هميشه حكومت‌هاى سلطنتى مسلط بودند . زوال فرهنگ عشايرى و اهميت روزافزون اقتصادى كشاورزى انگيزهء رشد و ترقى نظام سلطنتى مىشد . در پاره‌اى از آثار مكتوب بازمانده از آن عصر اسم بعضى از سلطان‌نشين‌ها آمده است . ازجمله سلطان‌نشين كاشى در ناحيهء بنارس كه در آغاز بااهميت‌ترين سرزمينى بود كه با نظام سلطنتى اداره مىشد . اما اين برترى چندان دوام نياورد و سلطان‌نشين كوسالا و بعدها سلطان‌نشين مگده « 1 » براى تسلط بر جلگهء گنگ به رقابت با سلطان‌نشين كاشى پرداختند . تسلطى كه مزاياى استراتژيك و اقتصادى فراوان به دنبال داشت زيرا بخش عمدهء بازرگانى درهء رود گنگ از طريق رودخانه انجام مىشد و در بنادر كنار رودخانه متمركز بود . سرانجام تنها چهار كشور در اين صحنهء رقابت باقى ماندند : سرزمين‌هاى كاشى ، كوسالا ( كه در شرق با كاشى هم‌مرز بود ) و مگده ( بىهار جنوبى امروزى ) و جمهورى وريجىها ( جانك‌پور در نپال و ناحيهء مظفرپور بيهار ) . حال ديگر مقام سلطنت موروثى شده بود و ترجيح داده مىشد پادشاهان از كاست كشتريه باشند . اما اين‌گونه ترجيح بيشتر جنبهء نظرى داشت . عملا مىبينيم كه بسته به ملاحظات و مصالح سياسى ، افرادى از هر چهار كاست به سلطنت مىرسيدند . اين انديشه كه سلطنت طبيعتى آسمانى دارد ، جاافتاده و
هامش
( 1 ) .Magadha