تحت تصرف آنها رانده شده بودند و در آنجا با شكار و جمعآورى ميوههاى جنگلى امرار معاش مىكردند . آنها با زبانى تكلم مىكردند كه سواى زبان آرينها بود . كارهايى كه به آن مىپرداختند ، مانند شكار و حصيربافى ، از كارهاى بسيار پست شمرده مىشد .
آجاتاشاترو ، « 1 » فرزند بيمبىسارا كه در رسيدن به تاجوتخت مگده شتاب داشت ، پدرش را در سال 493 ق . م به قتل رساند و شاه شد . وى عزم جزم كرده بود تا سياست توسعهطلبانهء پدرش را از راه جنگ و فتوحات نظامى پيگيرى كند . پايتخت مگده ، شهر راجاگريهه « 2 » بود . اين شهر با پنج تپّه ، كه نوعى استحكامات طبيعى بود ، احاطه شده بود . آجاتاشوترو بر استحكامات راجاگريهه افزود و دژى نيز در آنجا برپا كرد . دژ در نزديكى رود گنگ واقع بود و پاتيلىگراما نام داشت . همين محل بود كه بعدها به صورت شهر بزرگ و مشهور سلسله مائورين درآمد و پاتيلپوترا « 3 » خوانده شد . چون پدرش دولت شرقى انگارا منكوب و مغلوب كرده بود ، آجاتا - شوترو متوجه شمال و مغرب شد . سلطان كوسالا ، دايى او بود اما اين خويشاوندى مانع نشد تا از تصرف سرزمين آبا و اجدادى او چشم بپوشد . پس از تصرف كوسالا به پيشرفت خود ادامه داد تااينكه كشور كاشى را نيز تصرف كرد . جنگ با اتحاديهء « وريجى » ماجراى طولانىترى شد و شانزده سال به درازا كشيد . در تمام اين مدت درباريان آجاتاشوترو سعى داشتند تا در صفوف اتحاديه وريجى ايجاد نفاق كنند . « 4 » سرانجام ، مگده پيروز و به عنوان قوىترين نيرو در
هامش
( 1 ) .Ajatashatru( 2 ) .Rajagriha( 3 ) . تا اوايل سدهء بيستم هرگاه فارسىزبانان مىخواستند به شهرى در دوردستترين نقاط اشاره كنند اصطلاح پتلپورت را به كار مىبردند كه جمعى از روشنفكران آن دوره به اشتباه تصور مىكردند مراد از آن شهر پطرزبورگ در روسيه است . ( م )
( 4 ) . در شرحى كه از اين جنگ آمده از دو جنگافزار جديد در ميان سلاحهاى سپاه مگده اسم برده مىشود يكى منجنيقى غولپيكر كه براى پرتاب تختهسنگهاى بزرگ به كار مىرفت و ديگرى