شمول حكومت ، مايه اصلى قدرت جمهورىها دانسته مىشد . امر و قدرت حكومت توسط جلسات نمايندگان قبايل يا بزرگان خانوادهها در تالار عمومى شهر پايتخت اعمال مىشد . رياست جلسهء نمايندگان را يكى از نمايندگان كه ملقب به راجا « 1 » بود برعهده داشت . اين مقام موروثى نبود و كسى كه اين منصب را برعهده داشت ، « رئيس » دانسته مىشد و نه « شاه » .
موضوعهاى مورد لزوم در جلسات شورا مورد بحث و گفتوگو قرار مىگرفت و اگر دربارهء آن توافق پيدا نمىشد به رأى گذاشته مىشد . « 2 » ادارهء امور در دست صاحب منصبانى چون معاونان رئيس و خزانهدار و فرمانده نيروهاى مسلح بود . تشكيلات قضايى بسيار مفصل بود . متهم به گناه مىبايست با سلسله مراتب هفت مقام روبرو شود .
قدرت اجتماعى و سياسى در دست « راجا » و ديگر نمايندگان شورا بود كه معمولا از كاست « كشتريه » انتخاب مىشدند . اگر در منابع بودايى اغلب كاست « كشتريه » را از كاست « برهمن » ها جلوتر مىدانند به اين علت است كه بودايىها بيشتر با جمهورىها سروكار داشتند تا با سلطاننشينها . گلهدارى ديگر شغل و پيشهء اكثريت مردم نبود . در بسيارى از نقاط ، كشاورزى جاى آن را گرفته بود . زمين يا مشتركا به تمام مردم آبادى تعلق داشت و يا ملك رئيس قبيله دانسته مىشد كه براى كاركردن در آن مردم را به مزدورى مىگرفت .
ترديدى نيست كه بيشتر درآمد رؤساى قبايل از محل زمينهاى كشاورزى عايد آنان مىشد .
اما زمين تنها منبع درآمد نبود . در طول اين سدهها عامل نوينى وارد زندگانى اقتصادى شمال هندوستان شده بود . به عنوان مراكز صنعتى و بازرگانى ، شهرهاى متعدد به وجود آمده بود . بعضى از اين شهرها مانند
هامش
( 1 ) .raja( 2 ) . اين روش مورد توجه « بودا » قرار گرفت و در جلسات ديرهاى اوليهء بودايى كه با حضور راهبهايى بودايى تشكيل مىشد معمول بود .