خواهر ، پيدا شده بود . اين نكات دليل بر اين است كه يا اين افسانهها مربوط به روزگارهاى بسيار دوردست زندگى آرينها بود كه هنوز ازدواج با محارم حرام دانسته نمىشد يا به احتمال بيشتر جمهورىها تعمدا از سنتهاى ودايى دورى مىجستند و آنها را رعايت نمىكردند . اين شق دوم لااقل از سوى يكى از منابع برهمنها تأييد مىشود كه در آن آمده است حكومتهاى جمهورى را كشتريههاى « 1 » فاسد و يا حتى شودراها « 2 » بنا گذاشتند ؛ زيرا براى برهمنها احترام قائل نبودند و از رعايت آيينهاى ودايى سربازمىزدند .
همين معنا از جاى ديگر نيز استنباط مىشود . در جمهورىها پرستش اشيا و امكنهء مقدس ، مانند چاىتياها « 3 » و فضاهاى محصور اطراف درختان ، رواج داشت و شايع بود .
در سلطاننشينها از علاقه به سنتهاى قبيلهاى كاسته شد و در عوض وفادارى و پايبندى به كاستها قوت گرفت . با توسعه و گسترش جغرافيايى حكومتهاى سلطنتى از قدرت و نفوذ شوراهاى عمومى كاسته شد . پيدا شدن فواصل طويل امكان تشكيل جلسات مكرر شوراها را روزبهروز كمتر مىكرد . در تشكيلات عشايرى و قبيلهاى ، كه ناحيهء جغرافيايى كوچكترى را دربرمىگرفت ، عملكرد حكومت مردمى آسانتر و مؤثرتر بود . اين نكته حائز اهميت است كه در اتحاديهء قبايل وريجى « 4 » كه اتحادى از قبايل مستقل با حقوقى مساوى بود ، باآنكه تمام قبايل مربوط به عضويت اتحاديه درآمده بودند ، هريك از آنها هويت مستقل خويش را حفظ كرده بودند . در نظام سلطنتى ، آسمانى دانستن موهبت سلطنت و عوارض آن ، يعنى قدرت روحانيون و آيين ودايى ، از شأن و عزت اجتماعى شوراهاى مردمى ايام اوليهء ودايى به شدت كاسته بود .
هامش
( 1 ) .Kshatriya( 2 ) .shudra( 3 ) .Chaytyasمحوطهء مذهبى ، بعدها از اين اصطلاح معناى معبد بودايى استنباط مىشد .
( 4 ) .Vriji