قربانى كردن موجب جلب عنايت ايزدان مىشود . آنان مىپنداشتند ايزدانى كه به چشم آدميان ديده نمىشوند در مراسم قربانى شركت مىكنند . برگزارى مراسم قربانى با ابهت و حتى رعبانگيز بود ، اما در ضمن اين فايده را نيز داشت كه نيروها و عقدههاى مضمر و پنهان در جامعه را از طريق همدلى و همافقى ناشى از شركت در ضيافت بعد از قربانى و افراط در نوشيدن سوما برملا و منتفى مىساخت .
آيين قربانى كردن آرينها از مراسم قربانى كردن در اجتماعات بسيار بدوى متحول شده بود . يكى از جوانب آن نقش بسيار عمدهء روحانيون بود . از اينرو ، كسانى كه قدرت مرموز و جادويى قربانى كردن داشتند ، برهمن « 1 » مىخواندند ( پارهاى از محققان برآنند كه معناى اين اصطلاح معادل « مانا » « 2 » است ) . جنبهء ديگر پذيرفتن تدريجى اين باور بود كه ايزد و روحانى و آنچه نذر شده بود ، در يك لحظه در يكديگر ادغام و به كلى يكى مىشوند . طبيعى بود انجام دادن مراسم قربانى از يك سو باعث ازدياد نفوذ روحانى مىشد ، كه بدون حضور او قربانى نمىتوانست انجام گيرد ، و از سوى ديگر بر قدرت شاه كه فقط او مىتوانست از عهدهء هزينهء سنگين قربانى برآيد مىافزود . آيين قربانى كردن عوارض جنبى جالبى را باعث شد : بر دانش رياضى افزود ، رياضياتى ابتدايى مورد نياز بود تا محاسبات وسيعى كه برطبق آن مىبايست جاى هريك از لوازم و آلات ضرورى براى قربانى كردن تعيين شود ، انجام گيرد . تكرار و كثرت موارد قربانى سبب آگاهى از وضع اعضاى جوارح حيوان قربانى شده گرديد . مدتهاى مديد دانش تشريح از علم فيزيولوژى و آسيبشناسى پيشرفتهتر بود .
تصورى كه آرينها از كائنات داشتند ، به شدت محدود بود . دنيا زاييده قربانى وسيع كائنات بود و آنچه باعث دوام آن مىشد برگزارى درست و دقيق
هامش
( 1 ) .brahman( 2 ) .mana