تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
قدرت‌هاى جادويى شوند و يا مىخواستند با كنار كشيدن از جامعه از قيد و بندهاى آن آزاد گردند . دليل اين مدعا اين است كه اينان معمولا به آيين‌هاى ودايى پشت مىكردند و پاره‌اى از اين تارك‌دنياها كارهاى غيرمتعارف انجام مىدادند . از آن جمله اينكه به كلى برهنه مىزيستند و حتى ستر عورت هم نمىكردند . براى كناره‌گيرى از جامعه و انزوا دليل ديگرى هم بود : سنت‌هاى كهن و ساختار اوليهء جامعهء آرين‌ها در سدهء هفتم ق . م تغييرات زيادى به خود ديده بود . جوامع قبيله‌اى و عشاير جاى خود را به جوامع با ثبات‌ترى كه با نظام‌هاى جمهورى يا سلطنتى اداره مىشد داده بود ؛ نظام‌هايى كه جاه‌طلبىهاى سياسى داشتند . در اين جوّ بود كه آيين سياسى ماتسيان يانا « 1 » پيدا شد . در اين آيين آكنده از رقابت و چشم‌همچشمى هر قدرتمندى به خود حق مىداد بدون هيچ‌گونه ملاحظه و رعايت حد و حدودى هر ضعيفى را نابود سازد . در ادبيات آن روز آمده : « هر ماهى بزرگى ماهى كوچك را مىبلعد و ناامنى كامل حكمفرماست . » زمين‌هاى آبادى به مالكيت خصوصى درآمده و ملك مطلق حكمران محل دانسته مىشد . مالكيت اشتراكى زمين رو به نابودى مىرفت . با توسعهء حمل‌ونقل آبى در مسير رودخانهء گنگ رقابت بازرگانى شدت يافته و داغ شده بود . ناامنى و بلاتكليفى بر همه‌جا حاكم شده بود . كسانى كه حساس بودند مىخواستند از چنين جوّ و فضايى بگريزند . اما تارك دنياها تمام وقت خود را در ژرفاى جنگل‌ها و چكاد كوه‌ها نگذراندند . پاره‌اى از آنها به جوامع خود بازگشتند و شرايط اجتماعى و دينى رايج در جامعه را زير سؤال بردند . اين جريان موجب بيم و هراس برهمنان شد و سلسله مراتبى را پيشنهاد كردند و مطرح ساختند كه اشراما نام
هامش
( 1 ) .matsyanyana