منظم و مرتب بود . در دورههاى بعدى ودايى براى آموزش و تعليم بنيادى پايهگذارى شد كه برهماچارين « 1 » خوانده مىشد و دانشآموز مجبور بود سالها همراه با آموزگار خود دور از خانواده و شهر زندگانى كند . تعليم و تربيت منحصر به كاستهاى بالا بود . وداها را فقط برهمنها به حافظه مىسپردند . هرچند فرض بر اين بود كه تمام كاستهاى دويجا ( دوباره زاييده شده ) مىتوانند آن را فرا بگيرند . از جمله موضوعهايى كه مىبايست آموخته شود حساب و صرفونحو و عروض بود . پارهاى از سرودههاى ريكودا شامل رقصهاى آيينى و نقل گفتوگوها نيز بود كه نوعى آموزش مقدماتى نمايش و هنرپيشگى بود . شرح احوال نقالهاى دورهگرد نيز ، كه پايهگذار اوليهء حماسهها بودند ، موضوعهاى بسيار مناسبى براى اجراى نمايش بود .
در اين مرحله از تحول هنوز از قانون و حقوق خبرى نبود . قانون عبارت بود از عرف . داور آن شاه و رئيس روحانى بود كه گاهى با ريشسفيدان جامعه به مشورت مىپرداخت . انواع جرمها اتفاق مىافتاد . شايعترين آنها گلهدزدى بود . مجازات رايج براى قتل ، دادن خونبها بود . معمولا براى هر قتلى مىبايست يك صد گاو پرداخت شود . مجازات اعدام و قصاص بعدها رواج پيدا كرد . آزمون با شكنجه امرى عادى بود . متهم مىبايست بىگناهى خود را با گذاشتن زبان خود روى تيرى كه داغ شده بود ثابت كند . در ادبيات ودايى روزگارهاى بعد اشارات مكرر مىشود به منازعات مربوط به حق مالكيت زمين و حق الارث . تمايل ارث بردن ارشد اولاد ، گاهى ديده مىشود اما ظاهرا دوام نمىيابد . در اين ايام است كه ملاحظات مربوط به كاست به مسائل حقوقى و قانونى نيز رسوخ مىكند و براى كاستهاى بالاتر مجازاتهاى سبكتر قائل مىشوند .
هامش
( 1 ) .brahmacharin