كوچكترين واحدى كه جامعه از آن تشكيل مىشد ، خانواده بود كه با نظام پدرسالارى اداره مىشد . از تعدادى خانواده سپت « 1 » يا گراما « 2 » بهوجود مىآمد . اين واژهء آخرى بعدها معناى روستا را ايفا كرد . لابد در آغاز هر روستايى از تعدادى خانوادهء قوم و خويش تشكيل مىشد . خانوادهها نسبتا بزرگ بودند و بهطور متوسط سه نسل را در برمىگرفت و معمولا فرزندان ذكور با يكديگر زندگانى مىكردند . رسم نبود دخترها در ابتداى جوانى و خيلى زود ازدواج كنند . آنان در انتخاب همسر به گونهاى معقول آزاد بودند .
تهيهء جهيزيه و پرداخت شيربها معمول و مرسوم بود . در خانوادهء آرينها تولد پسر اهميت خاصى داشت زيرا حضور پسران خانواده در مراسم با اهميت ، واجب و لازم بود . زنها روى هم رفته از آزادى چندان برخوردار نبودند . اما شگفت اين است كه آرينها بر خلاف يونانيان براى ايزد بانوها قدرت چندانى قائل نبودند . آنگاه كه پاى ايزدان به ميان مىآمد ازجمله هويتهاى آرام و بىرنگ دانسته مىشدند . زنانى كه با مرگ شوهرانشان بيوه مىشدند ، لازم بود به گونهاى نمادين خود را بسوزانند . معلوم نيست آيا اين رسم فقط در ميان نجبا شايع بوده يا جنبهء همگانى داشته است . احتمالا ريشهء رسم ساتى يا سوتى « 3 » شدن ، كه در قرنهاى بعد شايع شد و زنها خود را همراه نعش شوهرانشان به آتش مىكشيدند ، از همينجا پيدا شده است .
اينكه رسم خودسوزى زنان پس از مرگ شوهرانشان در دورهء ودايى جنبهء نمادين داشته از اينجا آشكار مىشود كه در ادبيات ودايى به گونهاى مكرر به ازدواج مجدد زنان بيوه مخصوصا با برادران شوهر فقيد اشاره شده است .
هرچند گاهى مواردى از چند زن داشتن ديده شده است ، اما به طور كلى و عمومى قاعده اين بود كه مردان فقط يك زن داشته باشند . البته آنان با مفهوم
هامش
( 1 ) .sept( 2 ) .grama( 3 ) .sati ( suttee )