تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
عوامل نهفته بود . با انتقال از جامعهء عشايرى گله‌دار به اقتصاد كشاورزى مبتنى بر يك‌جانشينى تدريجا تخصص در كار به صورت يكى از مظاهر بارز جامعهء آريايى درآمد . تراشيدن جنگل‌ها و پيدايش آبادىها و روستاها سبب پيدايش جماعت بازرگانان شد كه فقط به داد و ستد كالاها مىپرداختند . بنابراين نوعى جدايى طبيعى ميان كشاورزانى كه به آباد كردن زمين و برداشتن محصول مىپرداختند و گروه كاسب‌هايى كه به ايجاد رابطه و مراوده ميان آبادىها و روستاها مشغول بودند ، به‌وجود آمد . طبقهء زمين‌داران توانگر كه مىتوانستند به سفته‌بازى اقتصادى بپردازند ، از ميان اين گروه اخير پيدا شد . روحانيت به‌هرحال گروه و طبقه‌اى جدا از ديگران بود . طبقهء جنگجويان ، كه رهبرى آنان بر دوش شاه بود ، خود را تنها مسئول حفظ امنيت مىدانست . مسئوليتى كه رفاه و آسايش هريك از طبقات جامعه بسته به آن بود . شاه به‌صورت قدرت برتر و مسلط درآمد و بنابراين جنگجويان يا كشتريه‌ها بالاترين مرتبهء كاست بودند . سپس نوبت روحانيون ( برهمن‌ها ) بود و زمين‌داران توانگر و بازرگانان ( ويشياها ) پس از آنان قرار داشتند . آخر از همه طبقهء كشاورزان يا شودراها بودند . اهميت اين‌گونه تفرقهء اجتماعى و قدرتى كه نصيب عالىترين كاست‌ها مىشد از نظر روحانيت آرين‌ها پوشيده نبود . نه تنها با اين ادعا كه تنها آنان مىتوانند مقام الوهيت شاه را تصويب و تسجيل كنند ( تصويبى كه اكنون براى هر شاهى لازم بود ) بالاترين رتبه را به‌دست آوردند بلكه تقسيمات كاستى را نيز از ديدگاه دين و مذهب لازم و مقدس محسوب داشتند . يكى از سروده‌هاى اخيرتر ريگ‌ودا از تبار اساطيرى كاست‌ها خبر مىدهد : چون ايزدان آدمى را به‌عنوان قربانى فديه دادند ؛ چون آدمى را تقسيم كردند او را به چند بخش تقسيم كردند ؟ دهان او چه بود ؟ بازوان او چه بود ؟ ران‌هاى او چه بود ؟ پاهاى او چه بود ؟ برهمن‌ها دهان او بودند ؛ از بازوانش جنگجويان پديد آمدند ؛ ران‌هايش « ويشيا » ها شدند و « شودرا » ها از پاهايش زاييده شدند .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 45 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده