است اين وضع دگرگون شد . افسانههاى بعدى حكايت از اين مىكند كه نه تنها ايزدان شاهى را برگزيدند تا آنان را در جنگ فرماندهى كند ، بلكه اين شاه صاحب خصوصيات ويژه و معينى نيز بود . بر همين قياس ، شاهان ميرا نيز صاحب خصوصيات و توانايىهاى آسمانى شدند . قربانىهاى ويژهاى را در نظر گرفتند تا با وساطت ميانجىهاى ميان آدميان و ايزدان ، يعنى روحانيان ، شاه صاحب ويژگىهاى آسمانى شود . با پذيرفتن آسمانى بودن موهبت سلطنت روحانيت نيز اهميت خاص خود را پيدا كرد و اتكاى متقابل سلطنت و روحانيت به يكديگر پايهگذارى شد . سپس چون تمايل پيدا شد كه سلطنت موروثى شود ، اسباب شگفتى نشد . در نتيجه ، موقعيت وضع سابها و ساميتى نيز تغيير كرد . آنان همچنان مىتوانستند بازدارندهء اعمال شاه باشند اما هميشه حرف آخر را شاه مىزد .
نظام ادارى بدوى بنيان گذاشته شد كه محور آن شخص شاه بود .
سلطاننشينى كه قلمرو قبيله بود ، راشترا « 1 » نام داشت . قبيلهء جانا « 2 » و واحد طايفه ويش « 3 » و روستاها گراما « 4 » را ، شامل بود . هستهء مركزى ، خانوادهء كولا « 5 » بود كه توسط پيرترين عضو خود ، كولاپا ، « 6 » مديريت مىشد . آنان شاه را در انجامدادن وظايف ، جمعى از ريشسفيدان قبيله و كدخدايان روستاها يارى مىدادند . دو نفر به شاه بسيار نزديك بودند : پوروهيتا « 7 » يا بزرگ روحانيون كه وظايف روحانى و اخترشناسى و مشاور را برعهده داشت ، و سنانى « 8 » كه فرمانده سپاهيان بود . انبوهى خبرچين و پيك نيز اطرافيان شاه را تكميل مىكردند . در منابع بعدى به گروه وسيعترى كه هميشه در اطراف شاه بودند اشاره مىشود : گردونهرانان ، خزانهدار ، پيشكار و مسئول طاسهاى قمار .
هامش
( 1 ) .rashtra( 2 ) .Jana( 3 ) .vish( 4 ) .grama( 5 ) .Kula( 6 ) .Kulapa( 7 ) .purohita( 8 ) .senani