تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
وجود شخص آخرى با توجه به علاقه و عشق شديد به قمار كه در ميان درباريان و عوام شيوع داشت نبايد اسباب شگفتى شود . در آغاز ورود آرين‌ها به هند ، آنها به سه طبقه تقسيم مىشدند : جنگجويان يانجبا ، روحانيان و عوام . هنوز انديشه كاست پيدا نشده بود . همان‌گونه كه از اين ضرب المثل معلوم مىشود : « آوازخوان دوره‌گردم ، پدرم زالو بود و مادرم غله آسيا مىكرد . » شغل‌ها موروثى نبود . قانونى هم براى محدودكردن ازدواج ميان اين طبقات وجود نداشت . مقرراتى براى هم‌كاسه شدن با اين يا آن وضع نشده بود . مراد از تقسيم جامعه به سه طبقه تنها فراهم آوردن تسهيلات اجتماعى و تشكيلات اقتصادى بود . نخستين گام در زمينهء ايجاد نظام كاستى آن‌گاه برداشته شد كه آرين‌ها ، داساها را مطرود از جامعه انگاشتند . شايد به علت وحشتى كه از آنان داشتند . شايد هم به علت اين ترس شديدتر كه ادغام با آنها مىتوانست به نابودى هويت آريايى منجر شود . علت ظاهرى اين تبعيض و تمايز عمدتا رنگ پوست داساها بود . آنان نه تنها سياه‌تر بودند بلكه فرهنگى بيگانه داشتند . واژهء سانسكريت براى ايفاد مفهوم كاست لغت وارنا « 1 » است كه رنگ معنا دارد . در تمام اين دوره بر عامل رنگ پوست كاست تأكيد شده ، تا آن‌جا كه به صورت يكى از ريشه‌دارترين مفاهيم فرهنگ آرين‌هاى شمال هندوستان درآمد . بنابراين ، در آغاز تبعيض و تمايز ميان آرين‌ها و غيرآرين‌ها بود . آرين‌ها دويجا « 2 » يا دوباره زاييده شده دانسته مىشدند ( دفعهء اول تولد طبيعى آنها بود و زايش دوم ورود به كاست بود ) كه تشكيل مىشد از كشتريه‌ها « 3 » ( جنگجويان و نجبا ) ، برهمن‌ها ( روحانيون ) ؛ ويشياها « 4 » ( زمين‌داران و بازرگانان ) و كاست چهارم شودراها « 5 » عبارت بودند از داساها و كسانى كه مخلوطى از نژاد آرين و داسا بودند .
هامش
( 1 ) .varna( 2 ) .dvija( 3 ) .kshatriya( 4 ) .vaishya( 5 ) .shudra
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 43 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده