تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
شخصى خويش بدانند . جنگ‌هاى پيوسته موجب نياز لاينقطع به سربازان تازه بود ؛ امرى كه سبب مىشد سلطان كمتر در امور ايالت دخالت كند . جنگ‌ها امكان بازرسى مرتب و رسيدگى به امور را نمىداد و تجزيهء نهايى سلطان‌نشين بهمنى قطعى بود . با مرگ گوان ، فروپاشى سلطان‌نشين بهمنى آغاز شد و حكومت ويجاياناگارا به‌صورت قوىترين قدرت جنوب هند درآمد ؛ مخصوصا در ايام سلطنت كريشناديوا ( 1509 - 1530 ) . بهمنىها يك‌بار ديگر در سال 1509 درصدد تصرف رايچور دوآب برآمدند ، اما كريشناديوا آنان را عقب راند و تا قلب سرزمين آنان پيش‌رفت . نزديك بود سلطنت خاندان بهمنى به اتمام رسد اما كريشناديوا سلطان بهمنى را دوباره بر تخت نشاند ؛ زيرا متوجه بود كه ممكن است فرمانداران ايالات اعلام استقلال كنند و حكومت سلطان ضعيف‌شدهء بهمنى را بر رويارويى با چهار سلطان‌نشين كوچك ، اما قدرتمند تازه روىكار آمده ، ترجيح داد . سلطان بهمنى كه حال به حمايت سلطان ويجاياناگارا نيازمند بود ، از حمله به او خوددارى كرد و اين وضع متعادل در تمام طول سلطنت كريشناديوا دوام داشت ، اما بعد نتايج وخيمى به‌بار آورد و منجر به اين شد كه پنج سلطانى كه جانشين سلطان بهمنى شدند دست اتحاد به يكديگر دهند و به ويجاياناگارا حمله كنند . در يك لشكركشى درخشان كريشناديوا كرانه‌هاى شرقى را از اوريسا منتزع ساخت . وى در سواحل غربى با پرتقالىها روابطى دوستانه براساس همكارى متقابل داشت . پرتقالىها انحصار تجارت اسب را در دست گرفته بودند و كريشناديوا براى تقويت سواره‌نظام خود به پرتقالىها متكى شده بود . از سوى ديگر تجارت پرتقالىها با جنوب هند نيز بستگى يافته بود به قدرت و رونق اقتصادى ويجاياناگارا . پرتقالىها به كرات سعى كردند با كريشناديوا عليه گجرات و بهمنىها متحد شوند اما كريشناديوا حاضر نشد
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 439 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده