آغاز شده بود ، حساس بودند . بههمين علت تا آنجا كه ممكن بود ، از مؤسسات و بنيادهاى مذهبى حمايت مىكردند تا از پشتيبانى مقامات مذهبى برخوردار بوده و مانع شوند ارتداد بنيادگذار سلسله آنان بهانهاى به دست دشمنانشان دهد . اغلب تاريخنگاران اصرار دارند كه برخاستن سلسلهء ويجاياناگارا در جنوب هند علامت تجديد حيات و قدرت سياسى هندوان در جنوب است . مطلبى كه تأييد آن ثابت نشده است . البته حمايت شاهان ويجاياناگارا سبب تعمير و مرمت معابد قديمى و بناى معبدهاى جديد شد .
اما حكومت آنان هيچگاه جنبهء ضداسلامى پيدا نكرد . اگر كيش هندوى تجديد حيات كرده بود انتظار چنين اظهار و ابراز دشمنى با اسلام طبيعى بود .
اين سلطاننشين هندو دست به ايجاد اتحاديه عليه مسلمانان نزد . شاهان ويرجاياناگارا هرگاه يكى از سلاطين ديگر هندو مذهب را مانعى بر سر راه خود مىديدند ، از حمله به او خوددارى نمىكردند . چنانكه در سال 1346 كه قدرت آنان به اوج خود رسيده بود ، از جنگ عليه هويسالا پرهيز نكردند .
هاريهارا نقشهء شهر ويجاياناگارا را تهيه كرد و آن شهر را نزديك هامپن در سال 1343 بنا كرد كه پايتخت او شد و نام سلطاننشين را از اسم آن شهر اقتباس كردند . اما قلمرو هاريهارا را دشمنانى چون شاه اندهارا ، سلطاننشينهاى ساحلى و بعد هم بهمنىها كه دشمن شمالى هميشگى ويجاياناگارا بودند ، احاطه كردند . داشتن دشمنان دائمى تداركات دفاعى مفصل را الزامى كرد . تداركاتى كه بهنوبهءخود متضمن خزانهء انباشته از ثروت بود . لازم بود بر درآمدهاى حكومت افزوده شود . از اينرو ، ناچار شدند جنگلها را بتراشند و زمينهاى تازه براى زراعت آماده كنند . در ضمن بر كفايت نظام ماليات ارضى و نحوهء جمعآورى آن بيفزايند . طرحهاى مفصل آبيارى پياده شد . سدهاى روى رودخانهها كه نيازمند مهندسى آبرسانى بود بنا شد . از اين راهها بود كه درآمدهاى نوين حاصل گرديد تا صرف توسعهء
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 436
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤٣٦