تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
بهمنىها مجبور شدند كه هرگاه سلطان وارانگال در پرداخت باج كوتاهى مىنمود ، بدان‌جا لشكركشى كنند . سعى در تسلط بر ويجاياناگارا نيز منجر به بروز يك رشته جنگ ميان بهمنىها و ويجاياناگاراها گرديد كه سلاطين مجاور نيز درگير آن زدوخوردها شدند . گاهى از اين و گاهى از آن طرفدارى مىكردند . شاهان بهمنى بيش از آنكه با سلطان‌نشين دهلى طرف باشند ، با فرمانروايان شبه‌جزيرهء جنوب هند طرف بودند . در اثناى لشكركشى به وارانگال ، سپاهيان سلطان دهلى دو شاهزادهء محلى « هاريهارا » و « بوكا » را به اسارت گرفتند . اين‌دو به دهلى آورده شدند . در آن‌جا به اسلام گرويدند . بعد به جنوب اعزام شدند تا قدرت سلطان را در آن نواحى از نو تثبيت كنند . اين دو شاهزاده در انجام اين مأموريت توفيق يافتند اما نتوانستند در برابر وسوسهء برپايى بساط سلطنت خويش مقاومت كنند . در سال 1336 ، هاريهارا تاج سلطنت هاستيواناتى ( هامپى امروزى ) را بر سر نهاد و قدم اول در راه تشكيل سلطان‌نشين ويجاياناگارا برداشته شد . افزون بر اينها اين دو برادر اقدامى غير متعارف كردند . از اسلام برگشتند و دوباره پيرو كيش هندوى شدند . امرى كه حتى از دست‌وپا كردن سلطنت نيز دشوارتر بود . زيرا به علت گرويدن به اسلام از كاست خود بيرون رانده شده بودند و بنابر قوانين موجود كاستى برگشتن به كاست غيرممكن بود . اما ويديارانيا ، يكى از رهبران مذهبى محلى مورد احترام همگان ، نه تنها موقعيت كاستى اين دو برادر را از نو برقرار كرد ، بلكه ادعايى مطرح ساخت كه كليهء ممنوعيت‌هاى ممكن را باطل مىساخت . وى مدعى شد هاريهارا نايب السلطنهء ايزد محلى « ويروپاكاشا » بوده است . بنابراين مورد تأييد آسمانى و از مصونيت الهى برخوردار است . درحالىكه هاريهارا فرمانروايى هندو چون ديگران بود و اگر كسى زورش به او نمىرسيد به‌علت قدرت سياسى او بود . شاهان ويجاياناگارا نسبت به اين سوء شهرت اوليه ، كه با حكومت آنان