تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
تا « مادوراى » آورد و اين امر سبب ايجاد آشفتگى در آن صفحات شد . چون سپاهيان سلطان‌نشين ناچار از تخليهء مادوراى شدند فرمانرواى مالابار به ساحل شرقى لشكر كشيد و آن نواحى را تا كانچىپور تصرف كرد . آن‌گاه جنوب توانست خود را در برابر حمله‌هاى بيشتر سلطان‌نشين دهلى تجهيز كند . اين اتحادها ، همان‌گونه كه قبلا گفته شد ، عمدتا عليه مسلمانان نبود . فرمانرواى مالابار چنان متكى بر عوايد حاصل از تجار مسلمان بود كه چنين امكانى از خاطرش نيز خطور نمىكرد . اين اقدامات بيشتر جنبه ضدتركى داشت زيرا در جنوب هند ترك‌ها را ، نه تنها بيگانه مىدانستند ، بلكه آنها را تهديدى مستقيم براى بازرگانى نواحى ساحلى به‌شمار مىآوردند . بازرگانىاى كه بدون آن ، سلطان‌نشين‌هاى ساحلى در موقعيت بسيار نامساعدى قرار مىگرفتند . سپاهيان سلطان‌نشين دهلى به نواحى شمال كانچى عقب نشستند و اين امكان فراهم آمد تا سلطان‌نشين‌هاى نوينى پيدا شوند . بنيادگذاران سلسله‌هاى بهمنى و ويجاياناگارا از اين فرصت سود جستند . بنيادگذارى سلسلهء بهمنى بر همان الگوى آشناى حاكم محلى كه برضد سلطان‌نشين شورش كرده و اعلام استقلال مىكند روى داد . ظفرخان كه سلطان او را به حكومت دولت‌آباد منصوب كرده بود تا دكن را اداره كند ، اعلام استقلال كرد و خود را شاه دكن شمالى خواند و لقب بهمن شاه را برگزيد . جاه‌طلبىهاى بهمن شاه ، كه مىخواست قلمرو خود را در جنوب تا مادوراى توسعه دهد ، با پيدا شدن دو سلطان‌نشين نوين وارانگال در اندهارا و ويجاياناگارا « 1 » در تونگابهادرا ، بامانع روبرو شد . ظفرخان عليه وارانگال لشكركشى كرد و سلطان آن‌جا را به پرداخت باج ساليانه مجبور ساخت . اين ترتيب باجگذارى موجب كشمكش دائم شد .
هامش
( 1 ) . در كتاب‌هاى تاريخ هند كه به زبان فارسى تأليف شده ، مثلا تاريخ فرشته ، اسم اين سلطان‌نشين « بيجانگر » ضبط شده است . ( م )
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 434 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده