آوردند . اين بازرگانان دريافته بودند كه اگر توفيق بيابند دست واسطههاى عرب را از بازرگانى با آسيا و مشرق زمين كوتاه كنند ، سودهاى هنگفتى كسب خواهند كرد . چنين شد كه بازرگانان اروپايى روبه مشرق به راه افتادند و مبشران و مبلغان مذهبى را كه اكثرا كاتوليك بودند بههمراه خود آوردند .
در ميان اين تازهواردان ، پرتقالىها بودند كه غيرت و همت فوق العاده براى ترويج بازرگانى و مسيحيت از خود نشان دادند . دريانوردان پرتقالى بودند كه راه جديد دريايى به آسيا را از طريق دماغهء اميدنيك كشف كرده بودند . در سالهاى آخر سدهء پانزدهم پرتقالىها پا به سواحل مالابار گذاشتند و در آنجا مستعمراتى بهدست آوردند و تا همين اواخر با سرسختى و پايدارى در حفظ آن تصرفات كوشيدند . هنوز چند سالى از ورود آنان نگذشته بود كه رقيبان جدى اعراب در تجارت با آسيا شدند .
در آغاز اين دوره جنوب هند آشنايى كامل نسبت به اسلام پيدا كرده بود .
بازرگانان عرب كه در سدهء هشتم در سواحل غربى هند سكونت گزيده بودند ، به دنبال تجارت به داخل هند راه يافتند ؛ اما هنوز اكثريت آنان در مناطق ساحلى مىزيستند . مورد استقبال و احترام بودند . اجتماعات خود را داشتند ازجمله ماپيلاها يا مسلمانان مالابار . انحصار واردات اسب در دست اينان بود كه از محل آن سود هنگفت مىبردند . از هر اسبى 220 دينار استفاده مىكردند و با واردات ساليانهء ده هزار اسب معلوم است كه چه ثروتى به دست مىآمد . ابن بطوطه كه در سدهء چهاردهم از مالابار ديدن كرد ، مىگويد در طول ساحل مساجد بىشمار برپا بود كه هريك از آنان هستهء مركزى جامعهء بارونق مسلمانان بود . نفوذ اسلام در جنوب هند باآرامش و سهولت بيشتر از شمال صورت گرفت ، زيرا بازرگانان عرب درصدد كسب قدرت سياسى نبودند و به اين علت اصرار نداشتند تا هويت جداگانهء خود را حفظ كنند .
لشكركشىهاى ملك كافور در سال 1310 سپاهيان سلطاننشين دهلى را
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 433
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤٣٣