تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
نه . اما در سدهء چهاردهم كه نقاط ضعف سلطان‌نشين دهلى آشكار شده بود وضع دگرگون شد . فرمانروايان ترك‌نژاد دكن سركشى كرده و سلسلهء « بهمنى » را كه مدت دو سده بر دكن شمالى فرمانروايى داشت بنياد نهادند . ده سال زودتر سلطان‌نشين مستقل « ويجاياناگارا » در نواحى جنوبىتر ، در آن‌جا كه روزگارى شاهان هويسالا سلطنت كرده بودند ، روى كار آمد . بنيادگذارى سلطان‌نشين ويجاياناگارا نيز به‌طور غيرمستقيم با ناكامى سلطان‌نشين دهلى در تسلط بر شبه‌جزيره مربوط مىشد . خط فاصل ميان سلطان‌نشين بهمنى و ويجاياناگارا رودخانهء كريشنا بود . خصومت ميان سلطان‌نشين‌هاى دكن و سلطان‌نشين‌هاى جنوبىتر ، كه به‌صورت سنت درآمده بود ، بار ديگر در سده‌هاى چهاردهم بروز كرد . موضوع دعوا مالكيت ناحيهء رايچور دوآب بود ؛ ناحيه‌اى حاصلخيز ميان رود كريشنا و شاخآبهء آن « تونگابهادرا » كه از نظر منابع معدنى نيز ثروتمند بود . جاذبهء معادن الماس كلوكوندا كه هريك از طرفين آرزوى تصرف آن را داشت نيز بر موضوع دعوا افزود . تاريخ سياسى جنوب هند در سده‌هاى چهاردهم و پانزدهم و اوايل سدهء شانزدهم به‌شدت متأثر است از شرح اين خصومت‌ها و وفادارىهاى ناپايدار سلطان‌نشين‌هاى سرحدى جنوب . در همين سده‌هاست كه عامل جديدى - اروپائيانى را كه در جست‌وجوى فرصت‌هاى بازرگانى بودند - به شبه‌قارهء هند كشاند . اعراب نه تنها بر بازرگانى كه در محل استقرار آنان در آسياى غربى در جريان بود تسلط داشتند ، بلكه بازرگانى با نواحى شرقىتر را نيز به انحصار خود آورده بودند . اين انحصار مايه اضطراب اروپائيان بود . ماجراجويان و بازرگانانى كه برحسب اتفاق از آسيا گذر كرده بودند ( مردانى چون ماركوپولو ، تيكولوكونتى ، آتاناسيوس نيكتين و دورات باربوسا ) ، شرح مشاهدات خود را در اروپا منتشر كرده و موجبات وسوسهء بازرگانان اروپايى را فراهم