قوسى عرضى و گنبد و شكل هشت ضلعى بناى زير گنبد بود . تمام اين مشخصات براى معمار هندى تازگى داشت . در معمارى هندى روى تمام قوسها نعل درگاه مىگذاشتند و آنها را گرد مىكردند و برجهاى معابد پيشكردگى داشت . تركيب قوس و گنبد بهمعمارى اسلام چنان سرشت مشخصى مىداد كه با معمارى هندى و بودايى تفاوت آشكار پيدا مىكرد .
مصرف هرچه بيشتر ساروج اجازه داد فضاهاى بهمراتب پهنترى از گذشته با سقف پوشيده شود . اين دو سبك كاملا جدا از هم معمارى اندك اندك - و نه بهطور كامل - در يكديگر ادغام شد . ادغامى كه نسخهء زحمات استادان و معماران هندى بود . معماران هندى كه با سبك ايرانى آشنا شده بودند ، به تدريج در آن سبك دست بردند و اصلاح كردند . تزيين بناها نيز متكى به فناورىهاى رايج در هند بود . نقشنگارههاى هندى از قبيل انواع نيلوفر در تزيينات بناها راه يافت . اين نقشنگارهها با نقشمايههاى تزيينى اسلامى - طرحهاى هندسى و اشكال خطنويسى - درهمآميخته شد .
نخستين و جالبترين نمونههاى معمارى اسلامى در هند پيوند واقعى مسجدى به معبدى در محل مسجد قوت الاسلام در دهلى است . معبدى از سدهء دهم و ساختهء زمان « چائوهان » ها در آن محل برپا بود . زيارتگاه واقع در مركز معبد را برداشتند و شبستانهاى اطراف را حفظ كردند . آنگاه در ديوار غربى محرابى احداث كردند و معبد آمادگى پيدا كرد تا به مسجد تبديل شود .
همينگونه تغييرات در بسيارى از معابد داده شد . اما تركهايى كه براى انجام فريضهء نماز به مسجد مىآمدند ، توانايى تحمل ستونهاى مجسمهدار شبستانها را - كه از مشخصات معمارى هندى بود - نداشتند . براى روپوشى اين مناظر ديوارهاى مركب از پنج قوس بر نماى ديوار غربى احداث شد . اصل هندى اين قوسها از اينجا آشكار مىشود كه در آنها بهجاى قطاع شعاعى ، پيشكردگى بهكار بردهاند . نقشنمايههاى تزيينى آنان مخلوطى است از نيلوفرهاى طومارى و نگارههاى خطنويسى عربى . در اوايل فرمانروايى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 425
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤٢٥