تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
خيالبافىهاى غير واقعى . پاره‌اى هم حاوى مطالب سودمند تاريخى از قبيل پاراباندها چين‌تامانى تأليف مروتونگا و يا پاراباندها كوشا اثر راجاشكها . در ميتهيلا ( واقع در شمال بيهار ) ، كه از حملهء ترك‌ها مدت‌هاى مديد بيش از ساير نقاط در امان مانده بود ، مركزى براى مطالعات سانسكريتى پيدا شده بود . جمعى از برهمن‌ها كه سنت ادبى سانسكريت را در آثار خود حفظ كرده بودند در آن‌جا جمع شدند . برهمن‌هاى فاضل در بنگال و جينىهاى دانشمند در گجرات نيز علاقهء خود را به سانسكريت از دست ندادند ؛ هرچند كاربرد سانسكريت به‌عنوان زبان زنده و ارزشمند روشنفكرى به جنوب هند محدود شده بود . زبان سانسكريت را برهمن‌هاى آن نواحى حفظ و پاسدارى كردند كه مىتوانستند از حمايت و پشتيبانى مالى برخوردار شوند . اما روىهم‌رفته جريان‌هاى فكرى و انديشمندى آن روزگار از كنار زبان سانسكريت گذشته بود و دوران رونق ادبى و علمى آن به‌سر آمده بود . جينىها كه در گجرات نسخه‌هاى خطى خود را روى برگ‌هاى درخت نخل مىنوشتند ، اين نسخه‌ها را با تصاوير كوچك مينياتور مزين مىساختند . در اين مينياتورهاى به‌شدت نقش‌پردازى شده ، عامل اصلى ، پيكر انسانى بود و زمينه و مضمون نقاشى در درجهء دوم اهميت قرار داشت . صورت‌ها كه هميشه نيمرخ است ، از نمونه يكسانىاند كه در تمام تصاوير تكرار شده است . خطها عموما سياه و گوشه‌دار بوده و روى زمينه‌اى از رنگ‌هاى تند كشيده شده‌اند . برآمده‌تر بودن آن چشمى كه دور تر است ، از ديگر مشخصات اين‌گونه نقاشىهاست كه به آنها كيفيتى عوامانه مىدهد . ريشهء اين‌گونه نقاشىهاى جينىها را بايد در نقاشىهاى ديوارى معابد دكن و جنوب هند ، كه از سدهء نهم به بعد انجام گرفته ، جست‌وجو كرد . متأسفانه تعداد باقيمانده از اين‌گونه نقاشىهاى ديوارى به اندازه كافى وسيع نيست كه بتوان اين ريشه‌يابى را بادقت دنبال كرد ، اما در وجود اين‌گونه ارتباط نيز نمىتوان ترديد داشت . بعيد نيست كاهش نفوذ جينىها در جنوب
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 422 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده