سلطانهاى دهلى پيوسته بر وسعت اين مسجد افزوده شد و اسلوب معمارى پاتان ، نامى كه به اين سبك معمارى هندى - اسلامى دادند ، آغاز شد .
در روزگار سلطنت تغلقها ، معمارى سلطاننشين دهلى دچار تغييرات شد . ساده شدن خطها و كاستن تزيينات تا سرحد امكان و كاربرد تخته سنگهاى حجيم همه دستبهدست هم داد تا سبك معمارى با مشخصات قدرت و رياضتكشى پيدا شود . در مقبرهء غياث الدين مشخصات عجيب و غريب حاصل از آميزش سبكهاى هندى و اسلامى ديده مىشود . قوسها اصيل و مشخصاند اما بر پايهء طاق نعل درگاهى كار گذاشتهاند كه بارى را حمل نمىكند و وجودش بىفايده است و آشكارا يادگارى از قوس هندى است .
لودىها در معمارى دنبال سبك باشكوهترى بودند . اينان چنان در بند زيبايى ابعاد بنا بودند كه ناچار از استفاده از گنبد دوجداره شدند . ديوارهاى عمارات آنان چنان ضخيم بود كه به اشكال مىشد تصميم گرفت تعادل گنبد در كجا بايد به دست آيد . در تناسب نقشه نماى خارجى و اندازهها و يا داخل كار گنبد دوجداره اين مسئله را گشود ؛ زيرا اين امكان فراهم آمد تا گنبد خارجى با نماى بيرونى نما هماهنگ شود . نمونهء ديگرى از تزيين ، باز از ايران به وام گرفته شد : كاشى لعابدار . كاربرد اين نوع كاشى روى سنگهاى خاكسترى نماى بناها تأثير فوق العاده چشمگير بهجاى گذاشت .
معمارى ايالات پابهپاى معمارى سلطاننشين دهلى اما با اصلاحات محلى ناشى از فراهم بودن مصالح ساختمانى ، تحول يافت . اين موضوع مخصوصا در بنگال كه سنگ كم بود و آجر بيشتر مصرف مىشد صدق پيدا كرد . همين كمبود سنگ سبب شد تا بناها كوتاهتر باشد . تزيينات آجرى كه چنان با استادى در بناهاى بودائيان بهكار رفته بود ، در مساجد و كاخها مصرف شد . معمارى گجرات و مالاوا به مراحل عالىترى از ظرافت و زيبايى دست يافت ؛ زيرا نه تنها سنتهاى محلى باطراوتتر و زندهتر از ديگر نواحى بود بلكه توانگران رغبت بيشتر به نوآورى و اسلوبهاى تازهء ساختمانى داشتند .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 426
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤٢٦