تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
اثر سبك جديد معمارى در راجستان نيز محسوس بود . معمارى محلى راجستان در زمينهء نماى ساختمان‌ها گرفتار آشفتگى مجسمه‌سازى نبود و به آسانى پذيراى نوآورىهاى تزيينى مانند كاربرد كاشى لعابدار گرديد كه خود موجب رواج اقتباس از سبك معمارى پاتان شد . تركيب شيوه‌هاى معمارى و بنايى محلى و اسلامى ، مخصوصا در بناى مساجد و آرامگاه‌ها ، مستلزم اين بود كه هردو طرف از سنت‌هاى رايج معمارى دست بكشند . اين ادغام از بسيارى جهات مظهر سرشت پيوند هندوان و مسلمانان است ، بر خلاف اصرار علما و برهمن‌ها و وقايع‌نويسان دربارى كه در حفظ هويت و جدايى هريك از اين‌دو با يكديگر اصرار مىورزيدند و مىكوشيدند باهم پيوند خورند ، پيوندى كه بدون سروصدا و تظاهر نيرومندتر شد . در سال‌هاى اخير سعى فراوان شده تا ثابت كنند هيچ‌گاه فرهنگ هندو با فرهنگ اسلامى جوش نخورده و با يكديگر آميخته نشده‌اند . باآنكه چندين سده است كه هندوها و مسلمانان در كنار يكديگر روزگار مىگذرانند ، دو جامعهء كاملا جدا از يكديگر بوده‌اند . اين‌گونه تصور نمونهء بارزى است از تعميم قرار دادن تاريخ به گذشته . مراد از اين اصطلاح توجيه طرز تلقىهاى زمان حاضر با رجوع به گذشته‌هاست . مفهوم جماعات يا مليت‌هاى جدا از هم هندو و مسلمان در گذشته وجود خارجى نداشت . اگر ترك‌ها و افغان‌ها توانسته بودند هويت بيگانهء خويش را حفظ كنند و اگر آنها توانسته بودند باز هم به‌عنوان قومى بيگانه اكثريت جامعه مسلمانان را تشكيل دهند ، آن‌گاه دوام اين‌گونه جدايى ملى ممكن و ميسر بود . اما حقيقت واقع اين است كه اكثريت مسلمانان را هندوهاى اصيل تشكيل مىدهند كه به اسلام گرويده‌اند . دلايل جدايى هندوها و مسلمانان را معمولا از لابه‌لاى نوشته‌هاى فقها و وقايع‌نويسان دربارى - كه تعمد داشتند بر وجود تفاوت و فرق ميان اين‌دو اصرار ورزند - زيرا منافع آنان چنين اقتضا مىكرد - استخراج مىكنند . آنچه
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 427 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده