تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
دربارهء نكات اخلاقى براساس مضامينى كه در « پورانا » ها آمده بود ، نوشت . در معبد « جاناتا » واقع در « پورى » مجموعه‌اى از نسخ خطى متعلق به سدهء دوازدهم وجود دارد . در اين آثار عوامل اوليه زبانى ، كه بعدها به‌صورت زبان اوريايى در منطقه رواج پيدا كرد ، ديده مىشود . چاىتانيا سال‌هاى آخر عمر خود را در « پورى » به سر برد . ترديدى نيست كه مشوق پيروان خود بود تا زبان اوريايى را بر سانسكريت ترجيح دهند . تحول زبان « مايت هيلى » كه در ناحيهء امروزى « بيهار » بدان سخن مىگويند ، نيز در رابطه با ادبيات ويشنوپرستان و بهكتى صورت پذيرفت . در مغرب هند ، جينىها كه در جمع‌آورى ادبيات جينى ، نوشته شده به گجراتى قديم ، كوشا بودند ، زبان گجراتى را به‌كار مىبردند و اشاعه مىدادند . رابطهء نزديك ميان زبان گجراتى و راجستانى وجود داشت . زبان « ماروار » كه « دنيگال » نام داشت در اغلب نقاط راجستان زبان رايج بوده و تقريبا نياى بلافصل زبان گجراتى امروزى است . « ميرابى » شعرهاى خود را به زبان راجستانى مىسرود ، اما تحت‌تأثير ديگر شاعران بهكتى ، كه به هندى مىنوشتند ، نيز بود . هندى ، زبانى بود كه در اطراف دهلى و اوتارپرادش امروزى به آن سخن مىگفتند . ميان زبان هندى شرقى و غربى مختصر تفاوتى وجود داشت . نخست پابه‌پاى حماسه‌هاى تاريخى كه رامشگران دربار شاهان راجپوت سرودند ، مانند منظومه‌هاى پريت‌هيوارجا - راسو و غيره ، متحول شد . صوفيانى كه به اين ناحيه مهاجرت كرده بودند ، چون مىخواستند براى توده‌هاى وسيع مردم سخن گويند ، از زبان هندى ، كه آن را هندوى مىخوانند استفاده كردند . به اين ترتيب گفته‌ها و نوشته‌هايشان مقبوليت عامه يافت . بعدها شاعران نهضت بهكتى از قبيل كبير و نانك و سودرا و ميرابى نيز از اينان پيروى كردند و سبب بالارفتن مقام ادبى زبان هندى شدند . پيش از اين هم شعرايى از طراز امير خسرو دهلوى ، يكى از شعراى دربار سلطان‌ها كه معمولا به زبان‌فارسى