تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
قصيده و حماسى و مرثيه - و همچنين تأليفات تاريخى او عمدتا به زبان فارسى بود . در شعر پيرو سبك‌هاى رايج در زبان فارسى بود . اما از نظر مضمون و احساسات هندى . تمثيلاتى را كه در شعر خود به‌كار مىبرد همان بود كه در محيط اطراف خود با آن سروكار داشت . مانند ديگر گويندگان آن عصر با تقليد از الگوهاى بيگانه درصدد كسب اعتبار برنيامد . اما استقبالى كه از آثار او در محافل ادبى ايران به‌عمل آمد سبب تشويق و ترغيب گويندگان هندى به استعمال زبان فارسى گرديد . استفاده از زبان‌هاى محلى ، با منظورهاى گوناگون ، مانع از ادامهء تأليف به زبان سانسكريت نشد . هنوز دربارهاى متعدد در هند وجود داشت كه پشتيبانى از شعرايى را كه به زبان سانسكريت شعر مىسرودند ، لازم‌تر و مهم‌تر از شعر گفتن به زبان‌هاى نوين مىدانستند . اين طرز انديشه ، مخصوصا در ميان كسانى كه علاقه‌مند بودند تاريخ خاندان‌هاى آنان به اسلوب مدايح كلاسيك سانسكريت نوشته شود ، رواج داشت . در روزگارى كه خاندان‌هاى سلطنتى با سرعت روى كار مىآمدند و سقوط مىكردند اين‌گونه مديحه‌ها را به آسانى مىشد براساس الگوى واحدى تأليف كرد . اين معنا سبب شد تا انبوهى از تاريخ‌هاى مربوط به شخصيت‌ها و نواحى محلى به رشتهء تحرير درآيد . يكى از پژوهشگران جينى ، ناياچندراسورى منظومه‌اى دربارهء زندگانى هاميرا ، آخرين شاه سلسلهء چوآن‌هان ، تأليف كرد . منظومه‌هاى تاريخى در زبان سانسكريت تنها محدود به پادشاهان هندو نبود . غرور ورزيدن به تاريخ و شخصيت‌هاى محلى نه تنها پسنديده دانسته مىشد بلكه به مراتب از تأليف تاريخ جامع ناحيه‌اى وسيع سهل‌تر و ممكن‌تر بود . اوداياراجا ، شاعر دربار سلطان محمود بيقر ، امير گجرات بود و منظومهء راجاونپوداى او زندگىنامهء اين شاه محلى بود . ازجمله ادبيات تاريخى كه در اين دوره فراوان تأليف شد ، متن‌هاى شبه تاريخى است كه پاراباندها ناميده مىشد . كيفيت اين‌گونه آثار متفاوت بود . گاهى انباشته بود از افسانه‌ها و