از جنبههاى مشترك تمام قديسهاى نهضت بهكتى ، سرودن شعر به زبانى كه براى پيروان آنان مفهوم باشد بود . اين امر نه تنها منجر به محبوبيت و رواج ادبيات بهكتى گرديد ، بلكه انگيزهء ترجمهء كتابهاى مقدسى شد كه تا آن زمان فقط به زبان سانسكريت بود و در دسترس اكثريت مردم قرار نداشت .
در ميان اين متنهاى باستانى حماسهها و پوراناها بهعلت ساختار داستانى خود مقبوليت و محبوبيت ويژه يافتند . بر ادبيات دينى مانند بهاگاوادگيتا شرحها تحرير شد . در اين شرحها سعى شد تا ظرايف فلسفى با تعاريف ساده بيان شود . از يك نظر عمده ، ادبيات زبانهاى محلى با ادبيات سانسكريت تفاوت داشت . آنچه به زبانهاى محلى نوشته مىشد ، خودجوش و سرشار از احساسات صميمانه بود . برعكس آنچه بهزبان سانسكريت تأليف مىشد ساختگى و زوركى بود . مضمونهايى كه در ادبيات نوين بهكار گرفته مىشد ، اغلب مورد علاقهء مشترك نواحى مختلف بود . بنابراين در شمال هند نوآورى ادبى باسرعت و گستردگى نشر يافت .
چاى تانيا و چاندىداساى دو شاعرى كه مضمون اصلى آثار آنان عشق رادهارا و كريشنا بود ، براى بيان شاعرانهء خود زبان بنگالى را از ميان گروه شرقى زبانهاى هند برگزيده بودند . سرودهاى خنياگران دورهگرد كه بيشتر دربارهء رويدادهاى معاصر بود ، از محبوبيت خاصى در ميان مردم كوچه و بازار برخوردار بود . فرمانروايان تركنژاد بنگال ، كه حتى از سلطانهاى دهلى نيز فاصلهء بيشترى با ميهن خويش داشتند ، از همان آغاز خود را با زندگى مردم ناحيه تطبيق دادند و صميمانه به ادبيات بنگالى علاقهمند بودند .
اين امر موجب تشويق زياد نويسندگان بنگالى گرديد ؛ زيرا تا اندازهاى به پشتيبانى دربار اطمينان يافته بودند .
يكى از پيشوايان نهضت بهكتى « شانكاراديوا » پيش قدم شد تا در سدهء پانزدهم زبان آسامى در درهء « براهماپوترا » رايج شود . براى انتشار انديشههاى خود واسطهاى كاملا نوظهور بهكار گرفت . نمايشنامههاى يك پردهاى ،
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 418
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤١٨