تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
من نه در كعبه‌ام و نه در كايلاش « 1 » من نه در آيين‌هايم و نه در مراسم آن‌گاه كه واقعا مرا بخواهى ، بىدرنگ مرا خواهى ديد در يك چشم بهم‌زدن به من خواهى رسيد كبير مىگويد اى سادو خدا نفس نفس‌هاست . * * * اگر خدا در مسجد است پس صاحب دنيا كيست ؟ اگر « راما » در درون بتى نهفته است كه تو به زيارت او مىروى ، پس چه كسى هست كه بداند در بيرون بت چه خبر است ؟ هارى در مشرق است . اللّه در غرب . به قلب خودت نگاه كن تا هم كريم و هم راما را بيابى . تمام مردها و همهء زن‌ها صورت‌هاى زندهء خدايند كبير فرزند اللّه و رام است . او گوروى من است و پير من . « 2 » نانك يك‌گام از اين هم فراتر رفته و خدا را بدون اشاره به‌هيچ‌يك از مفاهيم هندوى يا اسلامى وصف مىكند . حق در آغاز بود . در نخستين عصر بود اى نانك حق هم‌اكنون هست . حق هميشه خواهد بود . بدن‌ها با امر او پيدا شدند . امر او را نمىتوان وصف كرد . به امر او روح در بدن‌ها دميد . به امر اوست كه عظمت به دست مىآيد . به امر اوست كه مردم پست و بلند مىشوند . به امر اوست كه لذت و رنج نصيب مردم مىشود . به امر اوست كه جمعى پاداش مىيابند و به امر اوست كه ديگران بايد از اين جسد به آن جسد تناسخ يابند .
هامش
( 1 ) . كايلاش كوهى است كه به‌عنوان مأواى ويشنو مورد احترام هندوان است . ( 2 ) .R . TRgore Songs of Kabir , pp . 45 , 112