تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
تمام قديسان بهكتى مبلّغ عرفان صوفيه نبودند ؛ زيرا اينان نه تنها عزلت و انزوا و كناره‌گيرى از اجتماع را درست نمىدانستند ، بلكه برعكس مىخواستند تعاليم خود را براى همگان حتى ساده‌لوح‌ترين مردم قابل درك‌وفهم سازند . قديسيان بهكتى مانند پيشوايان عرفانى از همه‌گونه قشر و طبقه بودند . بيشتر آنان اهل پيشه و حرفه بودند ، يا از طبقهء روستائيان نه چندان توانگر . گهگاه برهمنى به نهضت بهكتى مىپيوست ، اما روىهم‌رفته پيروان اين طريقه عمدتا از كاست‌هاى فرودين بودند كه به مذاهب نهادينه شده و پرستش اشياء و اماكن اعتراض داشتند ؛ به مقررات و قوانين كاست بىاعتنا بودند ؛ زنان را ترغيب مىكردند تا در اجتماعات شركت كنند و تمام سخنرانىها و موعظه‌هاى آنان به زبان‌هاى محلى بود . از ديدگاه تاريخى ، مهم‌ترين و مؤثرترين نظرات نهضت بهكتى ، در اين دوره ، از سوى « كبير » و « نانك » ابراز و اظهار شد . اين دو به ترتيب بيانگر احساسات و خواسته‌هاى مردم شهرنشين و پيشه‌وران روستايى ، كه با شهرها رفت‌وآمد داشتند ، بودند . انديشه‌هاى كبير و نانك نه‌تنها از سنت‌هاى موجود بلكه از تعليمات اسلام متأثر بودند . اين تأثير اسلام است كه نظريات اين‌دو را اين‌چنين با افكار ديگر پيشوايان نهضت بهكتى متفاوت مىسازد . اين‌كه نهضت بهكتى اين دوره اصولا از ميان طبقات شهرنشين برخاسته بود ، به هنگام مقايسه با دورهء قبلى آن‌گاه كه از پشتيبانى طبقات شهرنشينى برخوردار نبود آشكار مىشود . فرقه‌هاى عرفانى اصولا در شهرها پيدا نشده بودند . مىگويند كبير ( 1140 - 1518 ) فرزند نامشروع بيوهء يكى از برهمن‌ها بود . پدر ناتنى او بافنده بود و خود او نيز بافندگى مىكرد . به كاست فرودين بافنده‌ها تعلق داشت . آگاهى او از فوت‌وفن بافندگى سبب شد كه انبوهى از تمثيلات مبتنى بر جزييات بافندگى را با چيره‌دستى در اشعار خود به‌كار گيرد . در آغاز از مريدان راماناندا ، اصلاح‌طلب ويشنوپرست ، بود ؛ اما سرانجام از او جدا شد و به موعظهء انديشه‌ها و افكار خويش پرداخت . كبير