تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
تنها به اصلاحات مذهبى قانع نبود . مىخواست جامعه را عوض كند . انديشه‌هاى خود را در قالب رباعىهاى ساده و كوتاه ، كه به ياد سپردن آنها آسان بود ، بيان مىكرد و انباشته بود از تمثيلاتى كه براى همگان قابل درك بود . اشعار او ، كه بعد از مرگش در دو مجموعه گردآورى شد ، بيانگر انديشه‌هايش است . نانك ( 1469 - 1530 ) در روستا زاده شد و پدرش حسابدار يكى از دهات بود . يكى از آشنايان مسلمان مخارج تحصيل او را پرداخت . بعدها به‌عنوان انباردار در دستگاه ادارى افغان‌ها استخدام شد . باآنكه زن و سه فرزند داشت آنها را رها كرد و به جمع صوفيان پيوست . اندكى بعد از صوفيه نيز جدا شد و به‌اطراف و اكناف شبه‌قارهء هند مسافرت كرد . مىگويند به زيارت حج نيز رفت . سرانجام باز به خانوادهء خود بازگشت و در يكى از روستاهاى پنجاب اقامت گزيد . در آن‌جا مريدان وى گردش را گرفتند . او در همان‌جا تا هنگام مرگش به موعظه پرداخت . تعليمات او در « ادى گرانته » جمع‌آورى شده است . با كبير و نانك نهضت بهكتى صورتى تازه پيدا كرد . اين‌دو نه قصد داشتند با حمله به آيين‌هاى عبادتى و پرستش به مذاهب نهادينه شده حمله كنند و نه عرفان را وسيله‌اى مىدانستند براى احتراز از رويارويى با واقعيت‌هاى تلخ زندگى . شايد بهترين راه براى شناختن اين طرز تلقى جديد درك مفهوم « خدا » آن‌چنان كه كبير و نانك آن را وصف مىكنند ، باشد . كبير يا مفهوم خدا را آن‌چنان كه هندوان و مسلمانان مىپندارند ، رد مىكند و يا اينكه اصرار مىورزد كه آنچه اين‌دو دراين‌باره مىگويند ، يكسان و هم‌آواست . از قول خدا مىگويد : اى بنده مرا كجا مىجويى ؟ من در كنار تو هستم من نه در معبدم و نه در مسجد