دنيوى شدهاند . آن گروه صوفيان ، كه هنوز بهكلى از جامعه نبريده و منزوى نشده بودند ، هميشه مورد سوءظن قرار داشتند . اما از سوى ديگر خود صوفيان هيچگاه اعتقاد جدى به شورش و انقلاب نداشتند زيرا هم از ديدگاه نظرى و هم عملا خود را از آن شرايطى كه مورد اعتراض آنان بود جدا مىدانستند . در همين اثنا بود كه صوفيان اعتقاد يافتند كه پايان هزاره نزديك است و منتظر آمدن مسيح موعود شدند تا ايمان پاك و بىآلايش روزهاى اوليه از نو زنده شود . هنديان از قديم الايام با پديدهء كسانى كه انزوا و عزلت اختيار كرده و دور از مردم و اجتماع بهسر مىبردند آشنا بودند و بنابراين به صوفيان به چشم بخشى از سنت ديرين و آشنا مىنگريستند . پس جاى هيچ شگفتى نيست كه به « پير » هاى صوفيان به همان چشمى نگاه شد كه به مرتاضان و گوروهاى باستانى نگريسته مىشد و همهء آنها را بيرون آمده از يك قالب مىپنداشتند .
صوفيان به مراتب بيش از علما بر تأكيد اسلام بر تساوى حقوق تمامى افراد جامعه احترام مىگذاشتند . همين نكته سبب شد تا تودههاى پيشهوران و كشاورزان به مكتب صوفيه علاقهمند شده ، باآنان مرتبط شوند . اينچنين بود كه نفوذ كلام صوفيان در ميان انبوه جمعيت روستائيان به مراتب بيش از جماعت علما ، كه راه خود را از مردم كوچه و بازار جدا كرده بودند ، شد .
علاوه براين بيشتر اوقات صوفيان منعكس كنندهء نظرات عوامل ناراضى و سركش جامعه بودند . حتى گاهى نظرات قشر گسترده و وسيعتر جامعه يعنى عقلگرايان را اشاعه مىدادند ؛ زيرا عرفانى كه آنان خود را سخنگوى آن معرفى مىكردند از خرافاتى كه به دين نسبت مىدادند ، مبرا بود . اگر پارهاى از صوفيان از جامعه دورى مىجستند و طريق عزلت پيش مىگرفتند ، براى آن بود كه در جستوجوى دانش مبتنى بر مشاهدات تجربى بودند . اينان معمولا ازجمله آن گروه معدودى بودند كه مىدانستند كه فكر و انديشهء منطقى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 411
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤١١