تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
در هند به آن‌جا آمده بودند . اينان از جامعه كناره گرفتند . اين كناره‌گيرى از جامعه از نظر تاريخى توجيهى داشت كه بعضا مربوط مىشد به شرايط ويژهء هند . صوفيان كه اهل عرفان بوده و مىگفتند تنها راه وصول به حق و خدا عشق ورزيدن به اوست در سدهء دهم در ايران شكوفا شدند . چنين اعتقاداتى مورد اعتراض و حملهء سنت‌گرايان اسلامى بود و كسانى را كه چنين عقايدى را نشر مىدادند . مرتد و برگشته از دين مىدانستند . اين طرز تلقى موجب شد تا صوفيان گوشهء عزلت گرفته ، منزوى و پنهانكار شوند . سخن آنان نمادين و رازآلود شد . گاهى جماعاتى تحت پيشوايى « پير » يا « شيخ » كه برابر بود با « گورو » در هندى تشكيل مىدادند و اعضاى جمعيت خود را فقير يا درويش مىخواندند . پاره‌اى از اين جماعات براى خود آيين‌هاى ويژه‌اى ابداع كردند كه اغلب طبيعتى جذاب داشت ؛ مثلا آن‌چنان و آن‌قدر برقصند تا به آنان حالت خلسه دست دهد . هند با سابقه‌اى باستانى كه از رياضت‌كشى و اوپانيشاد و فرقه‌هاى عرفانى داشت ، محيط بسيار مناسبى براى رشد و نمو صوفيگرى بود . در هند سه فرقهء عمدهء صوفيگرى پيدا شد : يكى فرقهء چشتىها كه بارانى ، مورخ و امير خسرو شاعر ، ازجمله پيروان اين فرقه - كه در اطراف دهلى و دوآب تمركز يافته بودند - به‌شمار مىآمدند . ديگرى فرقهء سهروردى كه پيروان آن عمدتا در سند بودند و سوم فرقهء فردوسى كه در بيهار مورد توجه همگان بود . صوفيان هند از مراكز استقرار يافتهء سنت‌گرايان اسلامى دورى مىجستند . اين پرهيز كردن آنان اغلب نشانهء اعتراض آنان به علماى اهل سنت بود كه بنا به باور صوفيان تعاليم قرآن را به غلط تعبير و تفسير مىكردند . صوفيان معتقد بودند كه علماى سنى با مخلوط كردن دين با سياست و پشتيبانى از سلاطين از اصول آزاديخواهانه و مبتنى بر مساوات اسلام انحراف جسته ، مردم را به راه خطا مىكشانند . علماى سنت نيز صوفيان را به‌علت عقايد آزاديخواهانه مرتد مىشناختند . صوفيان نيز علما را متهم مىكردند كه پايبند وسوسه‌هاى