رسمى در معابد و مساجد انجام مىگرفت و طبيعى بود كه در آنجا تأكيد بر آموزشهاى دينى و عقيدتى بشود . در مدارس عالى تمام سعى متوجه الهيات و مسائل مربوط به زبان بود ؛ تا آنجا كه ديگر موضوعها از برنامههاى آموزشى حذف شد . هزينهء بيشتر مدارس مسلمانان را دولت مىپرداخت .
آشكار است كه سلطانها در پشتيبانى و حمايت از آموزش و پرورش دست و دلباز بودند . تخمين مىزنند كه در دورهء تغلقيه لااقل هزار مدرسه در شهر دهلى وجود داشت . مايه تأسف است كه فقط از آموزشهاى مذهبى پشتيبانى مىشده است .
با تمام اين احوال ، در محافل غير دينى هردو طرف ذوق به آگاهى نسبت به دانش هندوى و اسلامى وجود داشت . داد و ستدهاى علمى اجتنابناپذير بود . اينگونه دادوستد علمى در زمينهء دانش پزشكى بسيار سودمند افتاد .
دانش پزشكى هندى در آسياى غرب مورد پسند واقع شد و برعكس روشهاى پزشكى اين نواحى ، كه طب يونانى خوانده مىشد ، در هند رواج همگانى يافت ؛ آموزشهاى فنى از مقولهء ديگرى بود و جزو مواد تعليمات رسمى محسوب نمىشد . تعليمات حرفهاى در دست پيشهوران و كارگاههاى دولتى بود . دادوستدهاى فكرى و علمى به بخشهاى كوچك جامعه محدود بود و در آموزشهاى سنتى تأثيرى نمىگذاشت . از يكنظر ، حملهء تيمور به دهلى را مىتوان از عوامل مؤثر نشر دانش و علم در اين دوره محسوب داشت . حملهء او سبب شد تا گروه عظيمى از اهل علم و فضيلت پايتخت را ترك كنند و در ايالات سكنى گزينند . « 1 »
هامش
( 1 ) . مىتوان حدس زد كه اگر به جاى تركها ، اعراب در هند صاحب قدرت سياسى شده بودند ، چه تحولات علمى رخ مىداد . احتمالا دادوستد علمى بسيار سودمندتر و مثبتترى رخ مىداد كه شايد به تحولات و پيشرفتهاى واقعى علمى منجر مىشد . حس كنجكاوى اعراب و ذوق آنان به دانش تجربى مىتوانست باعث ايجاد مراكز واقعى تحقيق و پژوهش علمى شده و هند را از گرفتار شدن به حالت ركود علمى نجات داده باشد .