درهمآميختن نجبا ، به علت تبار خارجى آنان ، به مراتب سطحىتر بود .
تركها و افغانها از روى قصد و عمد كوشش مىكردند تا تافتهجدابافته باقى بمانند و هويت جداگانه خويش را حفظ كنند . اما اقتباس عادات و رسوم به ظاهر كماهميت بومى مانند نحوهء لباس پوشيدن و غذاخوردن تدريجا موجب از ميان رفتن اين هويت شد . نياز به ازدواج با خاندانهاى محلى بر سرعت اين جريان افزود . امتيازاتى داده شد . اغماضهايى اعمال شد كه با اصول سنتى اسلام سازگار نبود . بسيارى از قالبهاى مشخص موسيقى كلاسيك شمال هند ريشههاى خود را به نوآورىهاى اين دوره ، كه توسط نجباى اسلامى انجام گرفت ، رديابى مىكنند . بازى چوگان ، مسابقهء اسبدوانى ، قمار و شكار از سرگرمىهايى بود كه در اين دوره رواج يافت . پارهاى از اينگونه مشغوليات با اصول بنيادين اسلام ناسازگار بودند ، اما در اغلب اين موارد علما توانستند با بهانههاى شرعى مجاز بودن آنها را توجيه كنند .
اينكه تمام طبقات ، خواه هندو يا مسلمان فرزند پسر را بر دختر ترجيح مىدادند دليل آشكار موقعيت پست زنان بود . زنان طبقات بالا مانند « ميرابى » و راضيه امكانات بيشترى براى نشان دادن استعدادهاى خود را داشتند . اما توفيق نسبى اين دو بدان علت بود كه اولى درويشى و گدايى پيشه كرد و دومى به تقليد از فرمانروايان مرد برخاست . داستانهاى عاشقانه دربارهء دل دادن ديوان رائى ، شاهزاده خانم هندى به جعفر خان ، يكى از شاهزادگان سلطاننشين ، و يا شيفتگى روپاماتى به بازبهادر تأليف شد . اين هردو داستانهايى سرشار از احساسات عاشقانه بود . شعرها و تصنيفهاى فراوان دربارهء زنان سروده مىشد . اما اينگونه عواطف و نظرات محدود به ادبيات بود . واقعيت اين بود كه زنان در پشتپرده و چادر بودند و در بخشى مجزا از خانه كه « زنانه » ناميده مىشد بهسر مىبردند و حق بيرون رفتن از منزل را نداشتند مگر آنكه در چادر و پرده پوشيده شده باشند .
طبقهء حاكمهء هندو و مسلمان در آغاز قصد داشتند كه زنهاى خود را از
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 404
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤٠٤