رويارويى با جوانب نامطبوع و اغلب بدوى زندگى محفوظ نگاه دارند . اما اين تلاش آنان به زودى منجر به زندگى كاملا منزوى و در نتيجه بىمحتوا شد ؛ زندگىاى كه اغلب از فرط انحرافات عاشقانه و دسيسه و توطئه به ابتذال كشيده شد . زنان روستائيان و پيشهوران به علل اقتصادى هنوز در جامعه از استقلال نسبى برخوردار بودند . ازدواج را نوعى وظيفهء اجتماعى مىدانستند كه برمبناى قواعد كاستى و سعد بودن طالع دو طرف ، و بهگونهاى روزافزون ، ملاحظات مالى انجام مىگرفت . در ميان مسلمانان ازدواج پسرعمو و دختر عمو بسيار پسنديده و رايج بود و از آن جهت مورد تشويق قرار مىگرفت تا دارايى خانواده تقسيم نشود .
يك قشر از نجباى اسلامى ، علما ، نهايت كوشش را در جدا ماندن و آميخته نشدن با ديگر قشرها بهكار مىبرد . در اين راستا برهمنها نيز دست كم از علماى مسلمان نداشتند . آنان نيز با همين شدت از آميزش با ديگر اقشار پرهيز مىكردند . از تأثير حكومت اسلامى بر مسائل دينى كه بگذريم ، فرمانروايى مسلمانان سبب كاهش اهميت و برترى سياسى و اقتصادى برهمنها شده بود . برهمنها مجبور به پرداخت ماليات بودند ، حال آنكه در گذشته از پرداخت ماليات معاف دانسته مىشدند . از آنجا كه فرمانروايان مسلمان لازم بود در وهلهء اول به نيازهاى فقها و پيشوايان مذهبى خود برسند ، طبيعى بود كه از مقدار زمينهاى واگذارى به برهمنها كاسته شد .
مانند گذشته در دربار هم نفوذ و قدرت چندان نداشتند . از سوى ديگر علما هم كاملا آگاه بودند كه براى حفظ قدرت سياسى و تضمين امنيت مالى خويش واجب بود تا هويت مشخص خويش را حفظ كنند . اجراى مراسم و آداب مذهبى در مسجد و در معبد بهكلى از يكديگر جدا و مشخص بود و كوچكترين امتزاج و اختلاط در اين راستا تحمل نمىشد . روحانيون هردو جمعيت در حفظ اين جدايى به بالاترين حد ممكن ساعى و كوشا بودند .
از اين محدوديتها بيشتر از همه ، نظام آموزشى زيان ديد . آموزشهاى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 405
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤٠٥