مراسم نوينى كه همراه با اسلام آمده بود و بهنظر مسعود و خوشيمن مىآمد ، به ميان آيينهاى هندوان رخنه كرد .
از ديدگاه نظرى جامعهء اسلامى نمىتوانست نظام مبتنى بر تقسيم جامعه به كاستها را بپذيرد . اما مسلمانان در عمل و در زندگى اجتماعى خود آن را رعايت مىكردند . كاستهاى مسلمانان با تفاوتهاى نژادى آغاز شد .
خاندانهاى بيگانهتبار ازجمله بازماندگان اعراب ، تركها ، افغانها ، ايرانيان عالىترين كاست را تشكيل مىدادند كه بعدها نام « اشراف » را بر خود گذاشتند . هندوان كاستهاى بالا به اسلام گرويده ، در مرتبهء بعدى از شأن و منزلت بودند ؛ مانند راجپوتهاى مسلمان شده . كاستهاى مبتنى بر شغل كه دو كاست پايين را تشكيل مىدادند ، به دو كاست « پاك » و « نجس » تقسيم شدند . پيشهوران و صاحبان تخصص از كاست پاكها بودند . رفتهگران ، زبالهجمعكنها و افرادى كه به انجام دادن كارهاى سطح پايين جامعه مىپرداختند به كاست « نجس » ها تعلق داشتند مانند زيركاستهاى هندوان .
موقعيت فرد تنها آنگاه بهبودى مىيافت كه تمام « ذات » ( - زيركاست / جاتى ) در مقياس سلسله مراتب اجتماعى صعود مىكرد . مشكلات هم خوراك شدن در ميان مسلمانان به شدت هندوان نبود ، هرچند تنها كسانى كه متعلق به كاستهاى پاك بودند مىتوانستند همسفره شوند . اما در مورد ازدواج موضوع كاست اهميت بنيادين داشت . پيوند كاست با شغل چنان محكم شده و جوشخورده بود كه هيچ جمعيت اقليتى نمىتوانست در آن تغييرى ايجاد كند ، زيرا زيربناى تمام روابط اجتماعى بود . اما بايد اذعان كرد رعايت مقررات و قواعد كاست در ميان هندوان به مراتب از آنچه در ميان مسلمانان ، جينىها و مسيحيان و فرقههاى بدعتگذار مرسوم و عملى بود شديدتر و غير قابل انعطافتر بود . « 1 »
هامش
( 1 ) . آنچه آمد ، چهارچوب كاستهاى اسلامى در اوتارپرادش ، تا سالهاى اخير بود . ريشههاى اين سيستم بىترديد به دورهء سلطانها مىرسد .