سنت پيش از اسلام هندى در زمينهء زاهدان و رياضتكشان زمينه را براى پذيرفتن معادلهاى اسلامى آنان يعنى پيرها و شيخها آماده كرده بود .
اينان معمولا در عزلت و انزوا مىزيستند . همگان آنان را صاحب نيروهاى عظيم مذهبى مىپنداشتند . اين باور سبب شده بود تا در ميان تودههاى مردم نفوذ فوق العاده پيدا كرده و هرگاه مىخواستند اين نفوذ را به كار مىبردند و مقامات دولتى از اين نفوذ بىاطلاع نبودند . سلطان براى اينگونه اولياء و اهل كرامت احترام قائل بود ؛ احترامى كه در آن اين تقاضاى سلطان نهفته بود كه به هنگام لزوم از وى جانبدارى شود . مواردى ديده شد كه موقوفاتى به اين دسته از اولياى اختصاصى داده شد تا خود و بازماندگان آنان در رفاه و امنيت مالى بهسر برند .
جمعيت مسلمان شهرها عمدتا از پيشهوران و معدودى بازرگانان خانه بهدوش تشكيل مىشد . اينان معمولا ايرانىنژاد و يا عربتبار بوده و تجّارى بودند مستقل ؛ علاوه بر پيشهوران ، غلامان دربارى ، كه در دربار و كارگاههاى دربارى به كار اشتغال داشتند ، چنان زياد بودند كه هم در پايتخت سلطان و هم در پايتختهاى ايالتى بخش عمدهاى از جامعهء مسلمانان شهرى را تشكيل دهند . در اواخر اين دوره بر تعداد مسلمانان در ميان قشر روستائيان افزوده شد . نحوهء زندگانى روستائيان خواه هندو يا مسلمان در اصل يكسان بود .
مثبتترين اثر نفوذ فرهنگ اسلامى در فرهنگ هندى در قشرهاى پيشهوران شهرى و كشاورزان روستايى بروز كرد . صدق اين مدعا را در انديشههاى اجتماعى - مذهبى آن دوره و حاصل و يا فعاليت عمدهء پيشهوران آن عصر مانند برپايى عمارات شكوهمند و معمارى مىتوان مشاهده كرد . بر ارتباطهاى متقابل در الگوى زندگانى اين طبقات ، به مراتب بيش از آنچه در ميان نجبا واقع بود ، افزوده شد . رسوم و آيينهاى خانوادگى از قبيل آنچه مربوط به تولد و ازدواج و مرگومير مىشد درهمآميخت . هندوان جديد الاسلام خود وارث آيينهاى بسيار كهن مرسوم در ميان هندوان بودند .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 402
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤٠٢